به نام نامی خدا، خدای عشق آفرین،
خدا همان که شد خدای نغمه های دلنشین
خدا همانکه وقت خلق آدمی به خویش گفته آفرین
خدا همانکه که جلوهای از اوست ختم مرسلین
همان خدا که عشق میکند اگر که بندهای زند صداش اینچنین:
به نام آن خدا که هست خالق علی امیر مومنین
کربلا
آسمان در سوم شعبان که مهتابی تر است
چشم های نوکران در وقت بی تابی،تر است
قلب سائل ها در این ایام اربابی تر است
آمده ارباب،اما چشم اصحابی تر است
چشمان من تب باران شدن داشت
انگار درد عالمی درمان شدن داشت
انگار با یمن قدوم حضرت عشق
غمها بنای رفتن و پنهان شدن داشت
چون ابر به هر باد پریشانم از این عشق
چون باد رها... بی سر و سامانم از این عشق
چون برگ به دستِ تبِ طوفانم از این عشق
بی چتر تهِ کوچهی بارانم از این عشق
هر دمی گفتم حسین جان (ع)، در تلاطم های دنیا
بهر جانم راحتی ، آرامشی ، صلحی، سکونی
پادشاهی ، دلربایی ، هم کریمی ، هم پناهی
جان فدایت حضرت ارباب حقًا ذوالفنونی
قدم رنجه نمودی بر زمین ای ماه عالم تاب
قدم بر چشم نوکرها نهادی حضرت ارباب
سلام ای رحمت بی حدِّ حق در عالم دنیا
سلام ای شافع مخلوقِ حق در عالم عُقبا
دلم گرفته ز درد فراقِ کربوبلا
ز اشکِ دیده شده چشم منتظر، دریا
به یادِ تربتِ پاکت به خون نشسته دلم
چو لالهزارِ خزاندیده ام منِ شیدا
شبِ زیارتِ تو سینه ام شده سنگین
نفس نمی کشد انگار نوکرت آقا
ز حسرت و غم شب های جمعه آشوبم
نشستهام به تمنای صحن تو تنها
اگر اجازه دهی کربلا بمیرم من
همینکه زل زده باشم به گنبد سقا
نسیمِ روضه مرا می برد به سمت حرم
که بر مشام من آورده بوی سیب ات را
به گوشِ جان رسد از نینوا صدایِ عطش
میان ناله ی جانسوز مادرت زهرا
سلام بر لب عطشان تو حسین غریب
سلام بر تو و بر اشک زینب کبری
هنوز هم ز غمت شعله می کشد قلبم
چه کرده ای تو به جانم شهید عاشورا
جابر عابدی
هر شبِ جمعه کربلا غوغاست
شبِ اندوه حضرت زهراست
شب جمعه شب زیارتیِ
حرم پاک سیّد الشهداست
نوحوا علی الحسین چه رنجی کشیده است
آنکه قدش ز بار مصیبت خمیده است
نوحوا علی الحسین بنالید در غمش
چون مادری که ماتم فرزند دیده است
خوب شد , ایران ما یک سهم از زهرا گرفت
خوب شد یک زن , میان خاندانت جا گرفت
لطف کرده فاطمه , ما را حساب آورده است
خوب شد این دفعه این عرض دعای ما گرفت
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون
هرکسی دیوانه تر السابقون السابقون
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم حسین
عاقلان دانند لکن اکثرا لایعقلون
فاطمه دختر من گریه نکن
دلم و با گریه هات آتیش نزن
چی شده که انقدر پریشونی
گریه خوب نیست برا تو دختر من