کربلا

أین الحسینیون

فطرس بیاورید کرامت شروع شد
باران گرفت، لطف و عنایت شروع شد

دنبال نوکرند برایش پیمبران
أین الحسینیون ولایت شروع شد

در راه وصل

عشاق شدیم و خون جگری خواستیم ما
در جاده تو دربدری خواستیم ما
بى دردسر ، وصال گوارا نمیشود
در راه وصل ، دردسرى خواستیم ما

عزیزم حسین(ع)

فاطمه مادر ، پدر حیدر اصالت را ببین
زادگاهش بیت پیغمبر ولادت را ببین

آمده نورً علی نور و برای دیدنش
جبرییل از آسمان آمد عیادت را ببین

باب رحمت

امشب نوید مرغ حق آید به گوشم
امشب کشیده پر ز دامن عقل و هوشم
امشب دخیل خوان پیر می فروکشم
امشب شراب ناب دارم در خروشم

جانم حسین (ع)

فاطمه مادر علی باباش اصالت را ببین
زادگاهش خانه مولا ولادت را ببین

آمده نورً علی نور و برای دیدنش
جبرییل از آسمان آمد عیادت را ببین

عزیزم حسین

تشنه لب جان داده ای ، ای کاش باران می شدم
روی خاک افتاده ای، ای کاش دامان می شدم

کاش می پوشاندمت عریان نمانی لااقل
ای خدا ، ای کاش من خاک بیابان می شدم …

عزیرم حسین

وقتی به برگ_ سوم شعبان سررسید_
نام تو را نوشت خدا، غم به سر رسید

“اُدعونی أَستَجِب لَکُم” ازعرش خوانده شد
از بخشش گناه خلایق خبر رسید

عزیزم حسین

خون خدا اگر شد روزی نثار اسلام
ماییم و سربلندی در سایه سار اسلام
دارد حقیقت امر امروزه می درخشد
آفاق پر شد از نور آشکار اسلام

سلام ای لطف بی پایان

شب رحمت ، شب توبه ، شب فطرس شدن آمد
در این غوغای عجز از معجزه امشب سخن آمد
بخوانید انما حُسن ِ ختام پنج تن آمد
کرم باران شده عالم ، علمدار حسن آمد

خاتون‌عالمین

ای‌جلوه‌گاه‌ِعصمت خاتون‌عالمین
پرده‌نشین‌ِ قصرِ حیا؛دخترِحسین

ای وام‌دار نور وجودِ تو آفتاب
مَکنُونه گوهر صدف دامن رُباب

حسین جان

رسیده اول ماه و شب زیارتی است
اسیری دل و گیسوی تو حکایتی است

هلال ماه که مکشوفه می شود هرماه
گریز روضهء ما کوفه می شود هر ماه

اَمیری حُسَینٌ وَ نِعمَ اَلاَمیر

به نام خداوند یار آفرین
همان‌ خالقِ‌ شاهکار آفرین
خدایی‌که‌هنگام‌ِخَلق‌ِحُسین
به‌خود‌گفته‌صدهاهزارآفرین

دکمه بازگشت به بالا