شعر شهادت حضرت رقيه (س)
آه ای زنِ غساله با ما مهربان باش
ای کاش میمردیم ، روضه دخترانه ست
انگار حرف ِ روسری و آب و شانه ست
سنگی که دیشب بالشِ زیر سرش بود
امروز دیگر سنگ ِ این غسال خانه ست
هرگوشه ای از این خرابه روضه برپاست
شام غریبان ِ رقیه مخفیانه ست
آه ای زنِ غساله با ما مهربان باش
روی تن این بچه ردّ تازیانه ست
آثارِ پشتِ دست زجر ِ نانجیب است
این زخم هایِ باز که اطراف چانه ست
خولی که محتاج النگوهای او نیست
میخواست تحقیرش کند، غارت بهانه ست
او را هم از روی لباسش غسل دادند
مانند زهرا مادرش غسلش شبانه ست
بازو کبود و سر کبود و شانه زخمیست
انگار که پایان روضه مادرانه ست
محمدصادق باقی زاده