شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع)
امان از دل رباب(س)
بعد اصغر مادرش از زندگانی سیر شد
بعد از آن تیر سه شعبه بود که دلگیر شد
صبح، شرمِ مادری از کودک دردانهاش
عصر، طفلی زیر خاک و سینهای پر شیر شد
پشت خیمه بعد عاشورا ولی جنجال بود
خواست تا بیبی رود امّا دوباره دیر شد
نیزه داران پشت خیمه رفت و آمد داشتند
سورهی عشق حسین در موج خون، تفسیر شد
نیزه خالی رفت اما با بدن آمد برون
پیکر ششماهه با یک نیزهای درگیر شد
سر به نیزه شد بلند و مادری از پا نشست
فاش میگویم رباب از غصه درجا پیر شد
زیر خاک پشت خیمه خواب غارت دیده بود
وای بر من، تازه خوابش روی نی تعبیر شد
محمود اسدی