شعر شهادت حضرت قاسم (ع)
داماد کربلا
کرده بلا مهیا دنیا برای داماد
دنیا و اهل دنیا یکجا فدای داماد
گل از کجا بچیند تازه عروس این دشت
دشتی که خارِ نیزه دارد برای داماد
بخت سفید رفت و بخت سیاه آمد
رخت عروسیاش شد رخت عزای داماد
سنگ است جای نقل و نیزهست جای تبریک
در زیر سنگ و نیزه خون شد حنای داماد
افتاد بین میدان، فریاد زد عمو جان
در زیر سم مرکب گم شد صدای داماد
دسته گل عمویش تا شد کشیده مویش
آمد به ناله آقا از نالههای داماد
دست عروس مضطر میریخت خاک بر سر
وقتی کشیده میشد بر خاک پای داماد
آنقدر زیر و رو شد تا هم قد عمو شد
حالا زره بیاور سقا برای داماد
در خیمهها عروسش گریهکنان نشسته
لبخند شادیاش شد اشک عزای داماد
تا قبل از این عروسی چشم فلک ندیدهست
گیرد مهار ناقه قاتل به جای داماد
با تار های خاکی آشفته روی نیزه
میخواند سورهی نحل زلف رهای داماد
گروه شعر یامظلوم