شعر وروديه محرم
ندیده ام به قشنگى پرچمت
هنوز اگر چه نفهمیدم از غمت چیزى
ندیده ام به قشنگى پرچمت چیزى
ز مرگ بیم ندارم ولى دگر اى دوست
نمانده است به ماه محرمت چیزى
همین که گریه ز ما در بیاورى کافى ست
نخواهم از تو به جز اشک ماتمت چیزى
به خط اشک نوشتم که کاش دست لهوف
نمى نوشت ز حلقوم درهمت چیزى
هر آنچه بود به همراه تو به غارت رفت
نماند از بدن نامنظمت چیزى
یاسین قاسمى