وای مادرم
دَر بهشت، در آتش چرا زبانه گرفته؟
خزان ز شاخه طوبی چرا جوانه گرفته؟
هجوم بُرد به زهرای پا ماه مغیره
پس اینچنین دو هدف را به یک نشانه گرفته
سزاست تا که بسوزد پر تمام ملائک
که بال حوریه بر باد تازیانه گرفته
خودش میانه دیوار و در شده است گرفتار
چگونه شال علی را در آن میانه گرفته؟
کجا بَریم شکایت به نزد دارالاماره؟!
که آنکه کشته تو را مُزد از خزانه گرفته!
کنار بستر تو کشتی نجات حسینت
به گل نشسته و در موج غم کرانه گرفته
فقط نه حسرت زینب شده است دست نوازش
برای دست تو دستاس هم بهانه گرفته
بلند میشوی از جا به لطف تکیه به دیوار
اثر ز دست تو دیوارهای خانه گرفته
علی میان دو راهی صبر و فاطمه مانده
چه امتحان بدی از علی زمانه گرفته
ندیده بود کسی عجز و التماس علی را!
ببین که بند کفن را چه عاجزانه گرفته
فدای دست ورم کردهات شوم که به سختی
ز چشمهای علی اشک دانه دانه گرفته
علی به جای تو خود را نهاده است به تابوت
شبانه نعش خودش را به روی شانه گرفته
چنان نشسته علی بر سر مزار تو بانو
که مرغ عشق برِ عشقش آشیانه گرفته
آرش براری