شعر شهادت حضرت رقيه (س)

یکى از ساکنان گوشه ویرانه شهرم

به صیاد احتیاجى نیست، من دل کنده از نهرم
یکى از ساکنان گوشه ویرانه شهرم

میان این محله با کسى بازى نخواهم کرد
نیاید تا که بابایم به اینجا، با همه قهرم

براى اولین دفعه مرا با خود سفر آورد
نباید اینچنین مى شد ولى شد این سفر زهرم

شدم دلخون، شدم دلخور، شدم دلگیر و دل مرده
چه آمد بر سرم آخر که من مظلومه دهرم

نمیدانم کجا هستم فقط میدانم این را که
یکى از ساکنان گوشه ویرانه شهرم

یاسین قاسمى

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا