شعر شهادت حضرت رقيه (س)

جَبل‌ُالصبرِ کربلا یا زینب

ای اُبهت نهفته در گامت
عظمت داشت روحِ پیغامت
از سرآغاز تا سرانجامت
وقفِ نام حسین شد نامت

ای سراپا حسین یا زینب
جَبل‌ُالصبرِ کربلا یا زینب

جَلَواتِ تو هست ربّانی
ذکر اسرار توست پنهانی
عشق را چشمه‌ی خروشانی
خطبه‌های تو بود طوفانی

دخترِ حیدری غضب کردی
اِبنِ مرجانه را ادب کردی

اُمِّ اب بوتراب‌ِ مسطوری
صاحب دولتی و دستوری
گرچه گاهی به صبر ماموری
تو به وقتش چُنان سلحشوری

که علی گفته مرحبا زینب
آفرین بر تو زینبا زینب

عصمت اعظمِ حسینی تو
وارثِ پرچمِ حسینی تو
قسمِ محکمِ حسینی تو
همدل و همدمِ حسینی تو

غرقِ ذاتِ بقیهاللهی
در حقیقت فناءِ فِی‌اللهی

ظهر روزِ دهم نهیب زدی
ناله با قلبِ بی‌‌شکیب زدی
تو دَم از غربتی عجیب زدی
بر روی دوشِ آن غریب زدی

گفتی ای شاه غصّه‌دارِ توأم
از غریبی نگو کنار توأم

گفتی ای شاه ارتش تو منم
ابرِ فیضی و بارش تو منم
تیغِ در حالِ چرخشِ تو منم
خواهرم پس بلاکشِ تو منم

ای محاسن سپیدِ خسته‌ی من
با توأم یارِ دلشکسته‌ی من

بعدِ اکبر توان نداری که
نیمه‌جانی و جان نداری که
غیرِ اشکِ روان نداری که
لشگری بینمان نداری که

بچه‌هایم فدایِ اکبرِ تو
پیش‌مرگِ علی‌ِاصغرِ تو

ما که پنجاه سال غم دیدیم
فرقِ بشکسته از ستم دیدیم
کوچه و میخ و قدِّ خم دیدیم
جگر پاره‌پاره هم دیدیم

جان زهرا تورا به این قرآن
سهم من را بده در این میدان

پاره‌های تنم فدای تنت
به‌فدای نخی ز پیرهنت
هردو قربانِ خشکیِ دهنت
جانشان نذرِ جسمِ بی‌کفنت

پیشِ تو بلکه روسفید شوم
بایدم مادرِ شهید شوم

من به‌جان می‌خرم اسارت را
می‌روم مجلس جسارت را
شاکرم لحظه‌های غارت را
بر لبم دارم این عبارت را

(دَخَلَتْ زینبُ علی‌ابن زیاد
ای برادر سرت سلامت باد

 محمد جواد پرچمی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا