شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

پسر شیر جمل

بی زره آمده ای و کفنت را بردند
با سر ِ نیزه تمام بدنت را بردند

پسر “شیر جمل” وقت تلافی شان شد
پسران با پدران … پیرهنت را بردند

سیزده جام عسل از چه زهم پاشیدی؟!…
از چه رو این همه شهد ِ سخنت را بردند

استخوان های تو را نرم نمودند اول
بعد با چکمه تمام دهنت را بردند

دست و پا میزدی و… دیر رسیدم ، ای وای
با سُم اسب بقایای تنت را بردند
 
 نیما نجاری
 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا