اذانت شهود عشاق است
به روی دست برَد آسمان غبار تو را
به روی چشم کشد کهکشان مدار تو را
نه جبرئیل نه عرشو نه کرسیو نه بهشت
نبردهاند مقام رکابدار تو را
اذان بگو که اذانت شهود عشاق است
حسین میکشد ای عشق انتظار تو را
نشستهاند تمامیِ قلههای بلند
که تا غروب ببینند آبشار تو را
یلانِ نامورِ کفر یک به یک دارند
به روی گردنشان خط یادگار تو را
نگات، هیبت مرگ است دشت رَم کرده
علی نشسته تماشای تار و مار تو را
همه برای ظهور حسین هم قسمیم
که تا مدد برسانیم شهریار تو را
جهان به حیرت اگر هست تیغِ ایران را
گرفتهایم به کف تیغ آبدار تو را
و نقش پرچمش اللهاکبر است یا اکبر
هزار شکر که داریم اعتبار تو را
تو ایستاده کنار امام خود ماندی
و شیعه ارث گرفته است اقتدار تو را
بزرگزاده سرش میدهد شرافت نه
شرف گرفته شکوه حسینوارِ تو را
نکرده گریه پدر بر غم جوان اینجا
فقط به گریه نشسته است لالهزارِ تو را
کنار جسم شهیدش تمام مادرها
زدند داد تن داغدار تو را
پُر از توام به تُهی دستیام نگاه نکن
چه مصرعی است پُر از عشق سازگار تو را
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم
هوای گریهی پایین پا – کنار تو را
علی و فاطمه باید به داد او برسند
نشان دهند به لیلا اگر مزار تو را
نخوانده است کسی سالها ، شب جمعه
کنار فاطمه غمهای بیشمار تو را
حسن لطفی