یا امام حسن عسکری(ع)
در رگ و استخوان ما حسن است
به خدا عشق و جان ما حسن است
نه فقط اشهد علی داریم
پنج نوبت اذان ما حسن است
هرکجا میرویم رو به خداست
از کران تا کرانِ ما حسن است
شجرهنامهی سیادت ماست
همهی دودمان ما حسن است
جبرئیل آمد و به او گفتیم
که برو، سایبان ما حسن است
زیر ایوان طلای شاه نجف
نعرهام بود جان ما حسن است
نفس ما که در شماره رسید
حسن بن علی دوباره رسید
برسانید خواهش ما را
تا ضریحش نیایش ما را
ابرهاییم غرق دلتنگی
برسانید بارش ما را
بنویسید ای فرشتههای حرم
واژه، واژه ستایش ما را
چادرش را رها نمیسازیم
آنکه کرده سفارش ما را
گاه ایران و گاه بین عراق
دیده زهرا کشاکش ما را
بر دل ما خدا نوشته حسن
که ببینند دلکش ما را
در مدینه به ما وطن دادند
که دو دفعه به ما حسن دادند
ما شکستیم مرز حیرت را
با تو دیدیم بینهایت را
نامِ تو بردم و نشان دادند
کرم و بخشش و سخاوت را
ریختند زیر پای شما
عشق و آرامش و محبت را
زلف خود را به دست باد بده
تا ببیند زمین قیامت را
به دو عالم نمیدهم از شوق
لحظههای خوش زیارت را
سامرایت هر آنکه میخوابد
میکند حس، نسیم رحمت را
بر تو حق نورِ پنجتن بگذاشت
نام تو فاطمه حسن بگذاشت
چشم تو قبلهی کلیسا شد
جلوهات کعبهی مسیحا شد
مریم از شوق دستپاچه شده
میزبان نزول طاها شد
فاطمه گشت از تمام زمین
چشم او غرق در تماشا شد
هیچکس را نظر نکرد امّا
عاشق حضرت ملیکا شد
این هم از بخت قیصر روم است
دختر او عروس زهرا شد
همسرت بانوی دو دنیا و
شاهدختِ بهشت اعلی شد
نظرِ نرجس است بر سرِ ما
پسر نرجس است سرور ما
آتش عشق از جگر نرود
که هوای حرم ز سر نرود
خون عشاق گردن آن زلف
خون پروانگان هدر نرود
پیش زهرا چه آبرو دارد ؟
هرکه قربان این پسر نرود
نرسد تا وصال تا اشراق
هرکه بر مرکب سحر نرود*
با خدا هرکه بست و اُنس گرفت
در پیِ این و آن دگر نرود*
سنگلاخ است راهتان، گفتی
تا کسی بی شما سفر نرود
شکر سرداب سامرا داریم
ما به غیر از شما که را داریم ؟
آنکه بر خاک تو جبین دارد
چقدر غم در آستین دارد
یک حسن گفتهایم و تا به ابد
بعد نام تو نقطهچین دارد
که حسن غربت است و بی یاری
که حسن سینهای حزین دارد
که حسن بود و پارههای جگر
که حسن آه ِآتشین دارد
که حسن در میان یک کوچه
مادری نقش بر زمین دارد
این یکی زد و آن یکی خندید
سالها زخمِ آن و این دارد
همه مدیون یک حدیث توایم
شیعه گر شور اربعین دارد
پیرِ خود کن جوانی ما را
دل صاحبزمانی ما را
*امام عسکری علیهالسلام: إنَّ الوصولَ إلَى اللّه ِ سَفَرٌ لایُدرَکُ إلاّ بِامتِطاءِ اللَّیلِ ؛
وصال خداوند سفرى است که جز با مرکب شب زنده دارى به دست نمى آید .
** مَن أنِسَ باللّهِ اسْتَوحَشَ مِن النّاس؛
هر که با خدا همدم شود از مردم دورى مى گزیند.
عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ . . . و زِیارَهُ الأربَعینَ . . .
حسن لطفی