سالهاوقتِ دعایِ سحرم خندیدند
درسیه چالبه اشکِ بصرم خندیدند
سالها شد سپری در غل و زنجیر عدو
و به آزردگی بال و پرم خندیدند
سالهاوقتِ دعایِ سحرم خندیدند
درسیه چالبه اشکِ بصرم خندیدند
سالها شد سپری در غل و زنجیر عدو
و به آزردگی بال و پرم خندیدند
حصار پشت حصار آفتاب در زنجیر
و صبر سجده کند در کجاوه ی تقدیر
و سقف ابری زندان چقدر کوتاه است
اندراین گوشه زندان به لب آمد جانم
دیگرامشب به بر مادرخود مهمانم
ازفراق رخ معصومه دلم تنگ شده
کاش می شد به سر آید شب هجرانم
دراین قفس چویادم زلانه می آید
سرشک دیده من دانه دانه می آید
دلم گرفته ازاین غم که گوشه زندان
اجل به دیدنم حتی چرا (نمی آید)
نظر به دلشده ی پرگناهتان بکنید
دوباره صید به تیر نگاهتان بکنید
دلم خوشست شریک غم شما هستم
شرر به جان من از سوز آهتان بکنید
مولا اگر نبود پیمبر نداشتیم
یعنی امام و ساقی کوثر نداشتیم
رمز نزول آیه ی قرآن فقط علیست
آری که ما ادلّه ی بهتر نداشتیم
چه می شود که کمی هم برای من باشی
قنوت من بشوی ربنای منباشی
و حوض کوثری از گریه هایمن باشی
و شور محشری از های هایمن باشی
صبر کن مرد صبور آدم اگر میخواهی
چند روزیست که از آدمیت مهجورم
گرچه مجروح گناهم ولی در این جبهه
من به جنگیدن بر نفع شما ما مورم
شب بود و آسمان تار, قلبم پر از سیاهی
چشمانپر زدردم, لبریز از تباهی
ناگاهآمدی تو بر چشم من نشستی
بتهای درد و غم را یک یک زدی شکستی
اشک زنجیر به حال بدنم میریزد
گریه بر بی کسی زخم تنم میریزد
آسمان راه گلوی قفسم را بسته
عرق بال من از پیرهنم میریزد
یا علی یا علی علی حیدر
نصّ قرآن سینجلی حیدر
ذکر هر روز من صد و ده بار
مددی والی الولی حیدر