بشکند دستی که بر عمه

بشکند دستی که بر عمه جسارت میکند

کاش بودی تا ببینی هتک حرمت میکند

چادرش را از سرش… بالای نی دیدی خودت

گوش ها را …لعنتی تقسیم غیرت میکند

غزلیّاتِ قدیمّیِّ شما از اول

غزلیّاتِ قدیمّیِّ شما از اول

عشق بوده ست که با دست خدا از اول 

خِشت خشتِ همه را با برکاتِ نفسش

پایِ خاکستر خود کرده بنا از اول 

تا که حیدر دست حق گیر خداست

تا که حیدر دست حق گیر خداست

مستی و مجنونی ما بر ملاست

تا که حیدر پادشاهی می کند

ملجا ما صحن ایوان طلاست

ندارد کم از خدا

با آن کهآفریده شده ست آدم از خدا

مولاست بندهای که ندارد کم از خدا

ای اتفاق ممکنناممکن ای علی (ع)

ای جوهر تو ,هم ز تو پیدا , هم از خدا

نبود قدر مقامت

نبود قدر مقامت ولی مقدر شد

کنیز راده ی زهرا غلام حیدر شد

تو سروری و فقط سرو با تو همسر شد

کنار فاطمه عمر تو نُه برابر شد

یا علی

مصباحِ نور جلوه گر ماه , یا علی

مفتاحِ مهر وقتِ سحرگاه , یا علی 

اسمت ضمانتِ صدق الله , یا علی

تو از خدای کردی ام آگاه یا علی 

خدا همینکه تورا آفرید بی تردید

خدا همینکه تورا آفرید بی تردید
تمام هیبت خود را به چشم تو بخشید
همینکه عرش و اهالی آن رُخت را دید
دلیل سجده خود را بر آدمی فهمید

حرز جواد

ای آمد و رفت دل ما سمت تو رایج

ما حاجت محضیم و شما باب حوائج

ما آمده ایم از کرمت بال بگیریم

این قصه ی دل را همه دنبال بگیریم

هاشمی زاده

غصه هارا که میبرم از یاد

میشود خانه ی دلم آباد

واژه در واژه میزنم فریاد

شب میلاد او مبارک باد

عاشقان حسین

عشق را در سحر نگاه کنید

ذکر خود را اله اله کنید

گاه تصویر ماه در چاه است

دل ما را محیط ماه کنید

شیرخواره

 

از شیرخواره ای به همه شیرخوارگان

آغوش گرم مادرتان نوش جانتان

حیدر توکل

 

نفرین به هر که در دو جهان منکر علیست

خورشید و ماه آینه ی دیگر علیست

 هفت آسمان به حلقه انگشتر علیست

آه ای جوان بیا به حسن اقتدا کنیم

زیرا که این امام علی اکبر علیست 

دکمه بازگشت به بالا