به تن شاه کربلا جانی

به تن شاه کربلا جانی
کوثر سوره های قرآنی

من بمیرم که صحن تو خالیست
تک و تنها در این بیابانی

سلام ای حضرتِ بابا

سلام ای حضرتِ بابا، سلامی دخترانه
منم آن غنچه‌ی پژمرده، آن پرپرْ جوانه

دلم می‌خواست بابای رشیدم را ببینم
تو را من پس گرفتم با هزار و صد بهانه

چه شکسته میزبانی

سر تو رسیده امشب، شده وقت میهمانی
چه عزیز میهمانی ، چه شکسته میزبانی

نفسی بیا و بنشین ، سخنی بگو و بشنو
که بدون تو چه خیری ، برسد به زندگانی ؟

عزیز دلم از نیزه نیافتی

امروز رسیدم به همان حرف که گفتی
از اسب بیافتی ولی از اصل نیافتی

من یاس اصیلم ولی از ساقه شکسته
پهلوم به افتادن از آن ناقه شکسته

طفلی که بار محنت ایّام برده بود

طفلی که بار محنت ایّام برده بود
در عین خردسالگی‌اش سالخورده بود

چون غنچه‌ای که در وسط آتش اوفتد
اعضای پیکرش همه در هم فشرده بود

چقدر گریه کنم تا که بیایی بغلم

بعد تو دختر تو بی‌کس و مضطر مانده
در دل دشمنِ تو کینه ی حیدر مانده

چقدر گریه کنم تا که بیایی بغلم
حسرت بوسه ی تو بر دل پرپر مانده

جانم رقیه(س)

معنی ندارد آرزویش ، آنکه رفتنی‌ست
آن شاخهء گلی که دگر ناشکفتنی‌ست

خواند عمه قصه ای ، پدری بود و دختری
آخر به گریه گفت که پایان نگفتنی‌ست

بابا حسین(ع)

من بودم و تنهایی و غم
با پای زخمی قامت خم
رویم شبیه صورتت شد
ژولیده و زخمی و درهم

چه کار کرده مگر تازیانه با تن او

به گوشواره‌ی او این حواله افتاده
که دست زجر به دنبال لاله افتاده

حیا به گریه در آمد که کار یک لشکر
به پاره کردن گوش سه ساله افتاده

دوباره محرم است

این روزها که روزی گریه فراهم است
ای روضه‌خوان بخوان، که دوباره محرم است

با عشق‌و‌شور در دل هر کوچه دیده‌ام
در دست کودکان محل طبل و پرچم است

روضه

از اول ما بلی گفتیم بر این تا ابد روضه
که در تقدیرمان بنویسد ایزد بی عدد روضه

بهشتِ بهتر از قبل هبوط ماست می‌دانم
که حتی داده بر حوا و بر آدم مدد روضه

هلال ماه محرم

وقتی هلال ماه محرم دمیده است
یعنی که ماه روضه و ماتم رسیده است

سالی گذشت گرچه به عصیان ولی خدا
معلوم شد که توبه ی ما را خریده است

دکمه بازگشت به بالا