شعر مدح و مناجات

یا فاطمه المعصومه(س)

در غروب گرفته پاییز..
نفس روشن بهار رسید
آی مردم به جاده اش بروید..
خوش بحال شما نگار رسید

خواهر سلطان خراسان

این نغمه ها از عالم بالا می آید
باچه شکوهی دختر موسا می آید
دارد به سوی شهر قم زهرا می آید
معصومه دارد با برادرها می آید

یا کریمه اهل بیت

یاسی که نسیمِ تنِ او از گلِ سیب است
او فاطمه و خواهرِ سلطانِ غریب است

هجرانِ رخش برده قرار از کفِ خواهر
جان در تعَب است از غمِ دوریِ برادر

بی بی جانم

در خلوت دل گم شدم امشب دوباره
دلتنگ یاس قم شدم امشب دوباره

پرواز کردم تا حرم مثل کبوتر
با اشک چشمانم زدم آن خانه را در

تولای علی

هرآنکس که تولای علی دارد چه غم دارد؟
هرآنکس که تبرای عُمر دارد چه کم دارد؟

علی مولا، علی سرور، علی فاتح، علی حیدر
بُوَد شاهد مرا خیبر، علی تنها جَنَم دارد

به عشق علی

علی اگر گذری سوی آفتاب کند
به یمن گرمیِ خود مهر را مذاب کند

برای ماه چه دستِ توسلی ابر است
که روبروی علی چهره در نقاب کند

یا علی مدد

به قصد میکده رفتم به ره ، ادب مددی
منی که خانه نشینم به روز ، شب مددی

خمار و خسته و خاموش و خواب آلوده …
کسل شدم ز دهن دره یا طرب مددی

قوامِ عشق

پیچید تا که نسخه‌ی ما را به جامِ عشق
ما را که برد جاذبه‌ی مستدام عشق
گفتیم یاعلی و علی شد قوامِ عشق
یعنی علی است حضرت قائم مقام عشق

حضرتِ خورشید

اینبار فقط خشم فقط غیرت و دردیم
هیهات اگر تیغ ، اگر نعره نگردیم
کوهیم و زمین دید که ما مَردِ نبردیم
کوهیم و دل آزرده‌ی هتاکیِ گَردیم

انگیزه خلقت

پروانه شدم قسم به جانت
تا جان بدهم در آستانت

از روز نخست خاندانم
مدیون تواند و خاندانت

قبله ی عالم

گاه با زلف تو کج میشود اینجا قبله
خم ابروی تو محراب شده یا قبله؟

کعبه بود و نجف آمد همه حیران گشتند
و خدا خواست بماند به معما قبله

آزادم

صید آزادم دلم افتاده در دام علی
مست گشتم چون زدم لب بر لب جام علی

چون کبوتر پر زدم بالا و پست چرخ را
نیست آسایش به غیر از گوشهء بام علی

دکمه بازگشت به بالا