شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع)

اینقده دست و پا نزن

اشک حرم در اومد از ناله و آهت
گریه نکن فدای این صورت ماهت

طاقت بیار و جا نزن خدابزرگه
اینقده دست و پا نزن خدا بزرگه

فهمیدم از چنگ زدنت که جون نداری
میخوای یه حرفی بزنی ، زبون نداری

دو روزه خواب نرفتی و تَبِت شدیده
دو روزه خنده هاتو مادرت ندیده

انگشت مکیدنت گلم ، کشته رباب و
یه وقتی خالی نکنی پشت رباب و

قصه برات بگم یا لالایی بخونم
چکار‌کنم آروم بشی ؟ آروم جونم

خراش نزن رو گونه هات تا که نمُردم
ببین رقیه هم میگه که آب نخوردم

عصای پیریم نشدی و کردی پیرم
باب الحوائجم! دعا کن که بمیرم

راستی رسیده خبری که پُرِ درده
عموت رو کشتن پسرم ، برنمیگرده

باید دیگه چه خاکی تو سرم بریزم
وقت خداحافظیه ؛ برو عزیزم

 مرتضی عابدینی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا