شعر شهادت حضرت زهرا (س)

مادر

هوای شهر دلگیره ، حصاری دور دنیاشه
عجب بُغضی علی داره ، چه دردی بین چشماشه

خوشیِ اهل هر خونه ، به مادر بستگی داره
اگه مادر زمین‌گیر شه ، تموم خونه می پاشه

تصور کن که روی ماه ، ببینی ردّ ابری رو
سه ماهی می گذره امّا ، روی گونه هنوز جاشه

الهی بشکنه دستش ، زدش..، اون هم دو دستی زد
مگه میشه که یه نامرد ، این‌قَد سنگدل باشه!

مسیر کوچه ی تنگ‌و ، حسن هر روز می گرده
یکی از لنگه‌ی گوشواره‌ها ای کاش پیدا شه

ستون خونه‌ی حیدر ، سبک‌تر از پر قو شد
محاله این تن بی جون ، دوباره مثّه زهرا شه

تبر ، گلچینِ دنیا شد ، گل یاس از کمر تا شد
نباشه شونه‌ی زینب ، بعیده فاطمه پاشه

حسودی کرد میخ در ، هجوم آوُرد به مادر…
نمی شد راز این هستی ، کمی آهسته افشا شه؟!

علی می سوخت مادر هم ، صدف افتاد گوهر هم …
نذاشتن این در و دیوار ، حیدر باز بابا شه

مُغیره کم که می آوُرد ، قنفذ می رسید از راه
دوتایی می زدن باهم ، که مُشت فاطمه وا شه

شبیه ابر می باره ، امیر بدر ، بی یاره
برای غُسل یه زخمی ، چطور باید مُهَیّا شه؟!…

 بردیا محمدی
 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا