شعر شهادت حضرت رقيه (س)

باید آسمون از غریبی
فقط خون بباره براتو
بمیرم که امسال کسی نیست
عروسک بیاره برا تو

بمیرم دیگه چلچراغ
ضریح تو روشن نمیشه
شب سوم مرقد تو
که بی روضه اصلا نمیشه

الان خیلی وقته که درها ی

صحن قشنگ تو بسته س
فقط روضه خونه مزاره
تو زهرای پهلو شکسته س

یه موقع نترسی دوباره
توو تاریکیه توو رواقت
همه خیلی دلشوره داریم
بازم زجر نیادش سراغت

بمیرم برات پرچمای
رو‌ دیوار صحنت رو کندن
میمیردیم نمیدیدیم ای کاش
دوباره به اشکت میخندن

برام سخته که رو ضریحت
پر از دسته ی گل نباشه
برام سخته چندتا حرومی
پاشون توی صحن تو واشه

ما اینجا فقط غصه خوردیم
خبرهای تلخم شمردیم
حرم دست نامحرم افتاد
ببخشید از این غم نمردیم

فقط از خودت بر میاد که
بگیری از اینا امانو
توو دست یزید زمانه
باید بشکنی خیزرانو

فقط از خودت بر میاد که
بگیری بدست ذوالفقارو
با گریه میشه دربیاری
دمار همه شامیارو

با دستای کوچیک زخمیت
دوباره بلند کن علم رو
ما اینجا برات سر میاریم
ببینی دفاع از حرم رو

بمیریم الهی نبینیم
تو غارت شدی از دوباره
ایشالا میایم و‌میاریم
برا تو بازم گوشواره

بذار یه سوالی بپرسم
مگه گوشی مونده براتو
میگن خیلی بدجور کشیدن
دم خیمه گوشواره هاتو

بذار یه سوالی بپرسم
گل سر بگیریم براتون؟
من از مشت خولی میپرسم
مگه چیزی موند از موهاتون؟

 محمد جواد پرچمی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا