شعر شهادت حضرت زهرا (س)

یا رسول الله(ص)

رفتی و دخترت ای یار به هم ریخته است
گل بی خار تو از خار به هم ریخته است

یا رسول الله من هم به چکنم افتادم
چکنم ماه شب تار به هم ریخته است

همه شب هست پرستار نگارم زینب
دو سه روز است پرستار به هم ریخته است

سر خود بسته‌و دانستم از آن ضربه ی در
که سرِ بانوی بیمار به هم ریخته است

تاکه دشمن به‌سرش ریخت‌دلم‌ ریخت به هم
دخترت یکصدو ده بار به هم ریخته است

سینه ای که سپر از بهر ولایت شده بود
وایِ من از نوک‌مسمار به هم ریخته است

فاطمه پشتِ در از درد به‌خود می‌پیچید
محسنش در پس دیوار به هم ریخته است

یک قدم‌ رفت ولی دست به پهلو برگشت
پهلویش از لگد انگار به هم ریخته است
 
 محمود اسدی
 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا