به لب ذکر رقیه جان

پرم وا شد دوباره در هوای خانه ی ارباب
نشستم پشت درب خانه نه میخانه ی ارباب
به شوق باده ی پی در پی پیمانه ی ارباب
منم مهمان رزق سفره‌ی شاهانه ی ارباب

ایهاالعزیز من

من کویر خشکیده در تشرف باران
من شکسته بالی از حلقه گرفتاران
من مریض بد حال و او طبیب بیماران
دست خالی آوردم مثل دیگرِ یاران

گرما بخش آسمون ها و زمین

گرما بخش آسمون ها و زمین
بدون تو دنیا رو سرما زده
خورده از زندگی بدجوری رو دست
هر کسی که به تو پشت پا زده

آقای من

رسید، نیمه شعبان نگار می آید
به بی قراری دلها قرار می آید
بایست گوشه ای ابلیس یار می آید
ز دور دست ببین که سوار می آید

پسر شاه تویی حضرت دلخواه تویی

تو قدم می‌زنی و مات رخت گشته حسین
اندکی راه برو پیش دو چشمم ولدی نور دو عین

گفت مادر به تو ای سرو رشید
چه قدر خوش قد و بالا شده ای

ای عشق مبتلای تو یا زین العابدین

ای عشق مبتلای تو یا زین العابدین
جان جهان فدای تو با زین العابدین

ای جلوه عبادت آل عبا سلام
وی نور دیدگان رسول خدا سلام

مـاه بنی هـاشم(ع)

قلم وقتی که صحبت از رخ و آن خال هنـدو داشت
کران تا بیکران تـسبیـح یـا قهار و یـاهـو داشـت

نقـاب از چهره ی مـاه بنی هـاشم عقب تا رفـت
دگر خورشیـد از فرط خجالت پـرده بر رو داشت

به نام نامی خدا، خدای عشق آفرین،

به نام نامی خدا، خدای عشق آفرین،
خدا همان که شد خدای نغمه های دلنشین
خدا همانکه وقت خلق آدمی به خویش گفته آفرین
خدا همانکه که جلوه‌ای از اوست ختم مرسلین
همان خدا که عشق میکند اگر که بنده‌ای زند صداش اینچنین:
به نام آن خدا که هست خالق علی امیر مومنین

هر دمی گفتم حسین جان (ع)، در تلاطم های دنیا
بهر جانم راحتی ، آرامشی ، صلحی، سکونی

پادشاهی ، دلربایی ، هم کریمی ، هم پناهی
جان فدایت حضرت ارباب حقًا ذوالفنونی

به نام محبوب خدا،محمد

به نام محبوب خدا،محمد
گل تموم باغچه ها،محمد
همونی که بهش ملائک میگن
پدر بزرگ کربلا،محمد

جانم آقام

از کریمیان روزیِ چندین برابر می‌رسد
نان طلب کردیم از اینان،ولی زر می‌رسد

شک ندارم آنکه دندان میدهد نان میدهد
شک ندارم آخرش دلْ،دست دلبر می‌رسد

جانم زینب(س)

السلام ای سرو سر افکنده ات
ای حیا شرمنده ی روبنده ت

ای تفاخر کرده از چشمت وقار
ای کلامت تیز تر از ذوالفقار

دکمه بازگشت به بالا