جانم زینب(س)

السلام ای سرو سر افکنده ات
ای حیا شرمنده ی روبنده ت

ای تفاخر کرده از چشمت وقار
ای کلامت تیز تر از ذوالفقار

حسین جان

مردم و زنده شدم این یه سال و نیمه همش
زندگی بعد تو روی خوش نشون نداد بهم
مگه یاد کربلا از سر من بیرون میره
تو بگو یه لحظه اون قدم امون نداد بهم

دنیای بی تو نداره تعریفی

دنیای بی تو نداره تعریفی
دنیای بی تو رو اصلا نمیخوام
روم نشد حتی به یک نفر بگم
چی به روز ما آورده شهر شام

 یا مظهر العجائب

نازل شدند کل ملائک ز امر تو
حق ساخته است خانه ی خود را ز بهر تو
کعبه تویی و کعبه گرفته است عطر تو
کعبه چو آمدی و عیان گشت قدر تو

ما بی ولای مرتضی مرداب هستیم

ما بی ولای مرتضی مرداب هستیم
تاریکی محض و پی مهتاب هستیم

وقتی علی روزی رسان سفره ها شد
بی خود پی دنیا و نان و آب هستیم

مولای من

نشسته ام به دعا گر علی قبول کند
مرا غبار کف شارع الرسول کند

تمام روز به او فکر میکنم ای شیخ
که هر خیال به جز این مرا ملول کند

یا امیرالمومنین(ع)

هر کس به چشم ذوالفقارت یک نگاه انداخت
خود را به دست خویش در روز سیاه انداخت

هر کس پس از تیغ تو به اخمت نظر افکند
از چاله ای در آمد و خود را به چاه انداخت

عالم همه رفتنی و مانا مولاست
در مذهب شیعه پیر دانا مولاست
الفاظ مقطعه که در قرآن هست
حرف در گوشی خدا با مولاست

جانم علی(ع)

باتو من لب بر لب پیمانه باشم بهتر است
در میان زلف هایت شانه باشم بهتر است
این همه عاقل اگر دیوانه باشم بهتر است
تا نفس دارم در این خانه باشم بهتر است

علی جانم

زیباست به عشقت ضربان را که بگیرند
زیباتر از آن نام و نشان را که بگیرند

سر بر سرِ زانوی حریمت بگذاریم
از دستِ سر این خوابِ گران را که بگیرند

سلام ای ماورای فهم و ای مافوق باورها

سلام ای ماورای فهم و ای مافوق باورها
درود ای انبیا در بارگاهت همچو قنبرها
دلیل پاکی دامان پر احساس مادرها
قدم بگذاشتی از کعبه بر چشمان نوکرها
زخاک زیر نعلینت به خلقت رنگ و رو دادی
تو ای بابای خاک اینگونه برخاک آبرو دادی

نهمین نورِ خانهٔ زهراست

آفتابی که در افق پیداست
نهمین نورِ خانهٔ زهراست

در تلألؤ جهان به او خیره…
انعکاسش شبیهِ آینه‌هاست

دکمه بازگشت به بالا