شعر شهادت حضرت زهرا (س)

ام ابیها

به نام خدا حضرت حی داور
اجازه گرفتم ز احمد ز حیدر

به من اذن دادند از تو بگویم
ازین چیست خوش‌تر؟ ازین چیست بهتر؟

رسیدم به مولا به تو گفت زهرا
رسیدم به قرآن به تو گفت کوثر

قیامت که تاج طلا بر سر توست..
همه دل پریشان، همه خاک بر سر

فقیرند بر تو رسولان اعظم
دخیلند بر تو امامان دیگر

تو بودی تو بودی ،علی بود علی بود
از آخر به اول ،از اول به آخر

به دلگرمی تو علی فتح می‌کرد
اگر رفت خندق اگر رفت خیبر

خدا فخر می‌کرد وقت نمازت
به یک سجده ی تو صد الله اکبر!

تو حُسن تمام و تمامی حسنی
نه! کم گفتم اصلا.. ازین هم فراتر!

خلاصه همه کارشان گیر زهراست
چه عالم چه جاهل چه مومن چه کافر!

هزاران برابر تو را دوست‌ دارم
تورا دوست ‌دارم هزاران برابر

اغیثینی امّاه! اغیثینی امّاه!
گرفتار و زارم هراسان‌ و مضطر

بدون‌ تو بودن حرام است بر من!
مرا زیر چادر نگه دار مادر!

به قربان یک تار موی حسینت..
تمام خلایق الی روز محشر

خلاصه بگویم همه روضه هارا
عزادارمان کرد یک چوبه ی در

زن خانه افتاد در آتش و دود
بمیرم برایش چه می‌دید شوهر؟!

سید پوریا هاشمی

 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا