شعر شهادت حضرت زهرا (س)

در سرش خیره سری

در سرش خیره سری فکر خیانت دارد

دست سنگین کسی میل جنایت دارد

یک نفر نیست بگوید مزن این قدر لگد

پشت در حضرت زهراست خجالت دارد

همه جز چند نفر بنده شیطان شده اند

میخ در هم به علی قصد خیانت دارد

دود از چادر زهرا به ثریا رفته

آسمان باز از این خاک شکایت دارد

فاطمه سوخت ولی باز دم از حیدر زد

شیعه شیر خدا غیرت و همت دارد

این که این گونه تن فاطمه را لرزانده

عقده از واقعه عید ولایت دارد

سوخت در تا که به قنفذ برسد سهمیه ای

چه قدر خانه خورشید کرامت دارد

 

 محمد حسین رحیمیان

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا