شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

با گریه

آنانکه وقت مرگ دم از آبرو زدند
هفته به هفته پیش تو با گریه رو زدند

از شوق اینکه باز کنی در به رویشان
هر در که داشت عطر تورا کو به کو زدند

بیشتر بخوانید »

کوه

روی شط خون دل هر دم نگارش داشتن
بهتر است از هر جهت با ظلم سازش داشتن

تکیه بر مردم نکن ای دل که پیش آید سقوط
سنگ روی سنگ دارد میل لغزش داشتن

بیشتر بخوانید »

سوی نجف

پس میزد آسمان به نگاه تو, ماه را
همچون سپاه کرده دو چشمت, نگاه را
تجهیز کرده اخم تو باز این سپاه را
عمدا دچار شد دلمان, این گناه را
بیشتر بخوانید »

آغوش على

از فقیران غیر ناله انتظارى نیست که
در خزان ما به جز گریه بهارى نیست که

دامن اهل کرم دارد گدا را میبرد
جذبه از معشوق ما باشد هوارى نیست که

بیشتر بخوانید »

علوی مذهبم

من مسلمان شده ی دستِ علی از ازلم
باده نوشِ یدِ ساقی ز شرابِ عسلم

در جهان نامِ من از جمله جدا گشت که چون
علوی مذهبم و شهره ی ضربُ المَثلم

بیشتر بخوانید »

بیمار

من مست علی هستم هشیار نخواهم شد
وزخواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

مقصود من از باده دیدار رخ ساقی است
من مست ز می قدرِ دیدار نخواهم شد

بیشتر بخوانید »

قبله نما

اگر که قبله نما در مدار می لرزد
به شوق سجده به ایوانِ یار می لرزد

شراب روی ضریح تو جمع ضدین است
کنار صحن تو مست و خمار می لرزد

بیشتر بخوانید »

صحن نجف

فتح المبین و فاتح پیکار حیدر است
در بزم جنگ شهره به کرار حیدر است
ترس افکننده بر دل اغیار حیدر است
اموزگار بوذر و عمار حیدر است

بیشتر بخوانید »

حب علی

علی برای ثنایش به من توان داده
به جوهر و قلم و کاغذم زبان داده

مقام دیدن نور خدای در نجفش
فضیلتی است که مولا به شیعیان داده

بیشتر بخوانید »

کرام علی

روزی جهان به دست اکرام علیست
عالم چو کبوتری سر بام علیست

هر لحظه اگر شکر کند باز کم است
در زندگیش هر که ز خدام علیست

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن