شعر ولادت اهل بيت (ع)

شکوفه‌ی باران

امشب که از شکوفه‌ی باران لبالب است
امشب دلم به تاب و سرم گرمِ این تب است
شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است
شور است و مستی است و شبی عشق مشرب است

بیشتر بخوانید »

عشق آمد

آستان دیدیم و پیشانی شدیم
آسمان دیدیم و بارانی شدیم
عشق آمد باز طوفانی شدیم
بعد از این عُمانِ سامانی شدیم

بیشتر بخوانید »

زینب کبری

به شیعه ابرو داده وجود زینب کبری
یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری
اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا بگذاشت
نماد پنج تن را در وجود زینب کبری
بیشتر بخوانید »

به احترام زینب

از عشق بخوان به نام زینب
فطرس بگو از مقام زینب
برداشت کلاه از سر خویش
تاریخ به احترام زینب
بیشتر بخوانید »

زینبیون

سائلان در پی عنایاتند
در به در، در هوای میقاتند

شیوهء نوکری بلد بودند
آن گدایان که باب حاجاتند

بیشتر بخوانید »

بانوی عظما

دارم به سر حال و هوای زینبیه
پر می زند قلبم برای زینبیه

خیلی ارادتمند بانوی دمشقم
جان می دهم اصلا برای زینبیه

بیشتر بخوانید »

مظهر عفّت

خلق و خوی و خصال دخترها
بیشتر می رود به مادرها
دختران می زنند چون مادر
گره محکمی به معجرها
بیشتر بخوانید »

مظهر کرامت

اگر برای نوکری تو جَنَم نداشتیم
به فکر ما همیشه بوده‌ای و غم نداشتیم

هزار سال قبل خلقت تمام کائنات
وجود داشتی و ما بجز عدم نداشتیم

بیشتر بخوانید »

عشق حسین

حسین بود و تو بودی، تو خواهری كردی
حسین فاطمه را گرم، یاوری كردی

غریب تا كه نمانَد حسین بی عباس
به جای خواهری آن‌جا، برادری كردی

بیشتر بخوانید »

سایه ی حق

دوباره سایه ی حق روی مردم افتاده

تو آمدی و زبان از تکلّم افتاده

بعید نیست که آدم به شوق پابوست

به دام وسوسه انگیز گندم افتاده

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن