شعر مدح امام حسين (ع)

دل نیست آن دلی که نباشدسرای تو

دل نیست آن دلی که نباشدسرای تو
زنده نباشد آنکه نمیرد برای تو

از هرچه گفته اند و نوشتند،برتری
محو است انتهای تو در ابتدای تو

بیشتر بخوانید »

ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم

ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم

در روز چند بار سر سفره غمیم

بالاى بام خانه تو را جار میزنیم
زهرا اگر قبول کند مثل پرچمیم

بیشتر بخوانید »

فقیرم نوشتید, من راضیم

فقیرم نوشتید, من راضیم
به این شب به شب در زدن راضیم

دل من شکسته ست چیزى بگو
بوالله حتى به ” لن” راضیم

بیشتر بخوانید »

ای در غم تو ارض و سما خون گریسته

ای در غم تو ارض و سما خون گریسته
ماهی در آب و وحش به هامون گریسته‏

وی روز و شب به یاد لبت چشم روزگار
نیل و فرات و دجله و جیحون گریسته‏

بیشتر بخوانید »

نامت مسبب جلوات جنون شود

 نامت مسبب جلوات جنون شود

ختم به انقلاب و گهی هم سکون شود.

گاه هجوم حادثه چون کوه محکمم

وقتی که دست حیدری تو ستون شود

بیشتر بخوانید »

ای غبار حرمت تاج سر نوکرها

ای غبار حرمت تاج سر نوکرها
نوکری ات شده تنها هنر نوکرها

” با بی انت و امی یا اباعبدالله”
به فدایت همه مادر پدر نوکرها

بیشتر بخوانید »

شبی که ریخت خدا در سبوی جانم می

شبی که ریخت خدا در سبوی جانم می
چو تاک رفت به اعماق استخوانم می

علی‌ الصّباح قیامت کسی است ساقی من
که می‌دهد به من و جمع دوستانم می

بیشتر بخوانید »

خوب است روضه، روضه ی ارباب بهتر است

خوب است روضه، روضه ی ارباب بهتر است
از این جهت که گریه کن روضه مادر است

باید که طفل اشک بیاید به گونه ام
وقتی که پلک،دست به سینه دم در است

بیشتر بخوانید »

همین که نار عشق ، از دلم شراره می کشد

همین که نار عشق ، از دلم شراره می کشد
به سمت نور، عشق تو ، مرا دوباره می کشد

مُردّدم کجا و کِـی ، شوم فدایی غمت ؟
ببخش اگر که کار من ، به استخاره می کشد

بیشتر بخوانید »

به هربهانه دلم میل یاردارد و بس

به هربهانه دلم میل یاردارد و بس
هوای دیدن روی نگارداردو بس
جوانیم شده رنگ خزان ز هجرانت
به وصل روی تو عاشق بهاردارد و بس

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن