شعر ولادت حضرت علی اصغر (ع)

انگور حسین

عرشیان باب حوائج که خطابش کرند

فرشیان جای ابا الفضل حسابش کردند

داشت کم کم به تکان های عمو می خوابید

ناگهان هروله کردند و خرابش کردند

مادر اصغر شش ماهه خود اقیانوس است

»رب آب است به معنی و ربابش کردند«

شایدم او ملکی بود خدا میداند

که به مادر شدن شاه مجابش کردند

تشنگی بوده بهانش که به میدان برود

خواست سر-باز شود پا به رکابش کردند

قطره آبی شد و بر شانه بابا میرفت

تا که در دست پدر بود,  حبابش کردن

بی هوا مثل مدینه پسری را کشتند

او از ارباب چکیدست و گلابش کردند

به علی اصغر و ارباب نمیدانستم

او همان محسن زهراست , جوابش کردند

مثل انگور حسین است ولی زود رسید

چیدنش از سر این شاخه, شرابش کردند

سیل اشکی ولی آنها که نمی فهمیدند

آب را در جلوی چشم تو آبش کرند

بس که در قلب حرم ولوله ای شد دیدی؟

کشتنت را چقدر پر تب و تابش کردند؟

بس که خورشید شد از تابش خود شرمنده

سوخت از سوز تو تا این که مذابش کردند

خون تو دست پدر بود که باران میشد

تا که بارید به خورشید, عذابش کردند

رنگ خورشید نه زرد است و نه قرمز شاید

در همان روز به خون تو خضابش کردند

و 2 پیکر به مزاری عجب استقبالی

جای او سینه باباست که خوابش کردند

و غزل ساخته ی دست علی اصغر شد

بس که دیوان عظیمیست, کتابش کردند

بس که گفتند و شنیدیم نمی از دریا

جگرم را ز همین شعر کبابش کردند

امیرحسام یوسفی

 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا