شعر مدح و مناجات امام حسن (ع)

شعر مدح امام حسن (ع)

بخشش و جود و کرم در انحصار مجتبی ست
گردش مهر و ملک دور مدار مجتبی ست

خانه اش مهمان سرای مردم بیچاره بود
نان گرم و روی خوش اینها شعار مجتبی ست

شعر امام حسن (ع)

با یاد تو که غصه شماری کنم حسن
جاری ز چشم, اشک بهاری کنم حسن

تا که رِسم به روضه ی سبز مصیبتت
سوگند بر تو لحظه شماری کنم حسن

مدح امام حسن (ع)

دستان تو, صد دست… نان, خرما…فقیران

هستند گرد سفره ات تنها فقیران

با پادشاهی گرد یک سفره نشستن…

این را نمی دیدند در رویا فقیران

تا لحظه ای چشمان مستت را ببینند

در راه تو چشمند سر تا پا فقیران

حاتم بیاید روی پاهایت بیفتد

شاید پذیرفتی تو او را با فقیران

هر بار می بخشی و از بس نا شناسی

هر بار می پرسند نامت را فقیران

مانند تو کی پادشاهی چند نوبت-

تقسیم کرده هستی اش را با فقیران؟!

تنها دعای زیر لبهاشان همین است:

همسایه ات باشند آن دنیا فقیران

جانم بهای لحظه ای با تو نشستن

دستی بکش روی سر ما…ما فقیران

***

نان و نمک دادی, بپردازند ای کاش

حق نمک را  روز عاشورا فقیران

حسن اسحاقی

 

به سمت گدا

کریم هستی و الطاف بی حدی داری

میان ما به کرامت زبانزدی داری

گداست در به در رزق خود ولی اینجا

شما به سمت گدا رفت و آمدی داری

آخر این شرک خفی را علنی خواهم کرد

آخر این شرک خفی را علنی خواهم کرد

و پرستیدن او را شدنی خواهم کرد

من به تنهایی از این جام نخواهم نوشید

همهٔ اهل جهان را حسنی خواهم کرد

ازمن مگیر حال و هوای گدائیم

ازمن مگیر حال و هوای گدائیم
گرچه گدای کاهل پر ادعائیم

حاجی به قبر من ننویسید بعدمرگ
من دلخوشم ازاینکه فقط کربلائیم

تیری که شد خطیر حسن بوده

تیری که شد خطیر حسن بوده
هم پیر هم مسیر حسن بوده

بی آنکه دست باز کند سائل
همواره دست گیر حسن بوده

به آب چهره نشویم که آب آلوده است

به آب چهره نشویم که آب آلوده است
لبی که تر نشود با شراب آلوده است

اگر که حک نکنم ذکر با حسن حتما
عقیق سرخ به روی رکاب آلوده است

قبل از سلام کردن سائل سلام کرد

قبل از سلام کردن سائل سلام کرد
این بار هم کرامت خود را تمام کرد

در حیرت است واژه ایثار از حسن
نان شبش دوباره نثار غلام کرد

عمری در آشیان غریب مدینه ایم

عمری در آشیان غریب مدینه ایم

ما از فدائیان غریب مدینه ایم

ما را صدا زنید نمک گیر مجتبی

مدیون لقمه نان غریب مدینه ایم

سفره باز تو انقدر گدا پرور بود

سفره باز تو انقدر گدا پرور بود
روز و شب سفره ات از خیل گدا محشر بود
.یک سرش بود ز خانه سر دیگر کوچه
خوب دیدند همه لطف تو سرتاسر بود

به نام آنکه تو را داده است نام حسن

به نام آنکه تو را داده است نام حسن
درود احسنُ الارباب من سلام حسن

سلام بر برکات سپید سایه‌ی تو
که نور داده به خورشید مستدام حسن

دکمه بازگشت به بالا