شعر مدح و مناجات

یا صاحب الزمان(ع)

از ما نمی ماند به جا غیر از محبت
دور تو می گردیم پس نوبت به نوبت

ما طبق معمول همیشه شرمساریم
در کوله بار ما ندیدی جز خجالت

یا صاحب الزمان(عج)

دنیا زده به عزت دنیا نمیرسد
حیران غیر دوست به صحرا نمیرسد

باید بفکر بود که او فکر ماکند
مجنون بیخیال به لیلا نمیرسد

یا موسی ابن جعفر(ع)

نیتی داری اگر سربسته در سر ، نذر کن
در بساطت هرچه شد با خود بیاور ، نذر کن

دست خالی پیش‌ ارباب کرم رفتن خطاست
شاعری؟ باشد ، مداد و چند دفتر نذر کن

علی جانم

بنویس که ساقی کوثر مرتضی بود
دلداده زهرای اطهر مرتضی بود

بنویس یار غار پیغمبر جز او نیست
بنویس که نفس پیمبر مرتضی بود

کربلا غوغاست

هر شبِ جمعه‌ کربلا غوغاست
شبِ اندوه حضرت زهراست

شب جمعه شب زیارتیِ
حرم پاک سیّد الشهداست

وصال عاشق و معشوق

قرار بود به ما فیضی از سحر بدهی
به قدر بال مگس اشک مختصر بدهی

ضمانتی است برای سلوک اهل سحر
اگر زمان مناجات چشم تر بدهی

آقاجانم

عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی
من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی

دادی جوابم را تو بی چون و چرا اما
چون و چرا کردم مرا وقتی صدا کردی

حسین جانم

هر آنچه غیر غمت را کنار باید زد
شبانه روز دم از زلف یار باید زد

هر آنچه هست به راه تو خرج باید کرد
تمام نیروی خود را به کار باید زد

حال ما خوب است وقتى چشم ما براین دراست

حال ما خوب است وقتى چشم ما براین دراست
بى کریمان بدتر است وبا کریمان بهتر است

برنمیگردد دگر این شب نشینیهاى ما
قبر مادر پیش رو وعمر ما پشت سر است

نوحوا علی الحسین

نوحوا علی الحسین چه رنجی کشیده است
آنکه قدش ز بار مصیبت خمیده است

نوحوا علی الحسین بنالید در غمش
چون مادری که ماتم فرزند دیده است

حسین جانم

من یک کبوترم که تویی شهپرم حسین
صد شکر در هوای غمت میپرم حسین

اربابِ من تویی و به کس نیست مُرتَبط
در آستان کوی تو گر نوکرم حسین

کردند سفره را جمع

کردند سفره را جمع، پس سفره دار من کو؟
من دیر آمدم رفت، چشم انتظار من کو؟

گیرم مرا ببخشد، شرمندگی من چه؟
با آن همه معاصی بر شانه بار من کو؟

دکمه بازگشت به بالا