آقــــا چـراسهـم دلـم شد بیــقـــــراری
آخــر بگو تاکـی بود چــشم انتظاری
قـلــبخـــزانی مـانـده از دنیــا برایــم
از بـس کـریمیمی کنی مـا را بهـاری
آقــــا چـراسهـم دلـم شد بیــقـــــراری
آخــر بگو تاکـی بود چــشم انتظاری
قـلــبخـــزانی مـانـده از دنیــا برایــم
از بـس کـریمیمی کنی مـا را بهـاری
باده در جام مهیاست بیا تا برویم
میکده منتظر ماست بیا تا برویم
رد دعوت عین کفر است به آئین وفا
دوش ساقی خود ز من خواست بیا تا برویم
این گریه ها برای تو دریا نمیشود
چشمی برای دیدنتان وا نمیشود
حالا میان این همه و آشوب و واهمه
قلبی برای عشق تو پیدا نمیشود
صبح وشب راهی بازارشدن می ارزد
یوسف فاطمه را یارشدن, می ارزد
باکلافی که شده بافته ازخون جگر
پیش تجارخریدارشدن, می ارزد
جمع رسل محو در صفات تو هستند
وقف نشان دادن حیاط تو هستند
ذات وجودی انبیای الهی
جمع شده در میان ذات تو هستند
از من گرفته طاقت و صبر و قرار,لب
شهر مدینه منتظر انفجار , لب
پا بر زمین گذاشت , نبی سجدهاش گرفت
یعنی که زعفران دهن است و انار لب
نمک چشم تو دریای طلب می طلبد
وصف لعل دهنت باغ رطب می طلبد
از غباری که نشسته به لب پر ترکم
می شود گفت قدمهای تو لب می طلبد
روزی که شود “اذاالسماالنفطرت“
وانگه که شود “اذاالنجومالنکدرت“
من دامن تو بگیرم اندر سئلت
گویم صنما “بای ذنب قتلت“
این جمعه هم نشد که قیامت به پا کنی..
از دل دوباره نعره ای از مرتضی کنی..
از نبش قبر آن سه حرامی برایمان
اینجا زمین معرکه ی کربلا کنی..
حالا دوباره درد سرم را نگاه کن
بال وپرم شکسته . پرم را نگاه کن
هرشب برای عشق شما زجه میزند
اشک مکرر پدرم را نگاه کن
این چه حرفی ست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا حرف ” حسین ” است همان جاست بهشت
رضا رسول زاده
در طریق عشق بازی امن و آسایش خطاست
با بلای عشق عاشق سینه چاک و مبتلاست
مست مستم من الا یا ایها الساقی بیا
یک دو جرعه باز می نوشم می باقی بیا