لب تشنه بود , تشنه یک جرعه آب بود
مردی که درد های دلش بی حساب بود
پا می کشید گوشه حجره به روی خاک
پروانه وار غرق تب و التهاب بود
لب تشنه بود , تشنه یک جرعه آب بود
مردی که درد های دلش بی حساب بود
پا می کشید گوشه حجره به روی خاک
پروانه وار غرق تب و التهاب بود
مریض آمده اما شفا نمیخواهد
قسم به جان شما جز شما نمیخواهد
برای پیش تو بودن بهانهایکافیست
بهشت لطف کریمان بها نمیخواهد
با یک نگاه محرم اسرار می شوم
پروانه وار میثم تمار می شوم
سرمست جرعه های توام, حضرت شراب
من جای کعبه, میکده هوشیار می شوم
مادر آل محمد (ص)
عرشیان یکسره تکبیر زنان آمدهاند
خیلِ خوبان بهشت خنده کنان آمدهاند
بوی یاس است و صدایی که فقط میگوید
مادرِ آل محمد به جهان آمدهاند
سرچشمه
امشب شده فرش و عرش در شادی و سور
گردیده نبوت و امامت به سرور
چون کرده عطا خدا به احمد, زهرا
سرچشمهی یازده چشمهی نور
بهشت
آن شب که به معراج تو رفتی از هوش
آن سیب بهشتی که به جان کردی نوش
با اذن خداوند کریم و رحمان
امروز شده بهشتِ تو در آغوش
رخسار
چون لحظهی مولود تو گردید, رسول
گویی که بود ذکر و ثنایی به لبش
رخسار تو را نبی ببوسید و گریست
آن روز ندانست کسی از سببش
حسن فطرس
یافاطمه روز حشر ستاری کن
دلسوختگان را ز کرم یاریکن
با همه گفتیم که با زهرائیم
تو نیز بیا و آبروداریکن
ساعات عمر من همگی غر ق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم ٬ بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
هر صفا با علی صفا دارد
هر کسی با علی خدا دارد
روی قلب ستاره بنویسید
مثل آقای ما کجا دارد
مثل همیشه منتظرم آه می کشم
چون انتظار یوسف از این چاه می کشم
در عالم خیال , مسیر عبور را
در امتداد سبز همین راه می کشم
بر بلندای فلک ذکر ملائک یا علیست
هر که گوید یا علی در روز محشر با علیست
در طواب کعبه گر با دیده ی دل بنگری
هر طرف آئینه ای باشد کزان پیدا علیست
من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم
از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم
آنجا که علی واسطه ی فیض خداست
برغیر علی هر که کند تکیه خطاست
با مدعیّان کور باطن گوئـیـد
آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟
شاعر: ؟؟؟
در ملک عدد خدای اعداد یک است
رخسار علی به بزم ایجاد تک است
دانی که طعام بی نمک خوش نبود؟؟
یعنی که خدای بی علی بی نمک است