سیدی دنیا وَ ما فیها صدایت میزند
خاتم پیغمبران طاها صدایت میزند
شد دعا هم خسته، از دست دعاهایم بیا
ای دعای ما، دعا حتی صدایت میزند
سیدی دنیا وَ ما فیها صدایت میزند
خاتم پیغمبران طاها صدایت میزند
شد دعا هم خسته، از دست دعاهایم بیا
ای دعای ما، دعا حتی صدایت میزند
در میزنم خدای من! ای بیکران من
من را دوباره راه بده مهربان من
قلبی که داده ای بشود خانه ی خودت
اصلا نبوده ثانیه ای در امانِ من
رمضان آمده آهنگ سحر ساز کنید
با مناجات و غزل بر دو جهان ناز کنید
دستها را برسانید به معراج دعا
تا خدا با نفسی سوخته پرواز کنید
مژده ای تقویم ها ! بوی بهاران آمده
فصل یخبندانِ دلتنگی به پایان آمده
سفرهدارِ سی شبِ ماهِ مبارک ، اَلسَّلام!
پهن کن خوانِ وسیعات را که مهمان آمده
یک ذرّه التفات به چشم ترم کنید
من آمدم که توبه کنم، باورم کنید!
حتی به زور راه ببندید روی من..
پاسوزِ سالیانه ی پشت درم کنید
دوباره سلام آقای مهربون
سلام ناقص من رو بپذیر
من همون گدام که روی لبمه
حرف تکراری “دستمو بگیر”
درسماواتش اگر که خواستی پر وا کنی..
باید اول از تعلق های خود پروا کنی!
یوسف گم گشته الزاما که در بازار نیست
میتوانی یار را در قلب خود پیدا کنی
بگو ز بخشش آلوده ها خبر بزنند
دوباره نوبت بیچاره هاست، در بزنند
صدای وا شدن میکده می آید باز
حواله شد مِی ما را به چشم تر بزنند
عاشقان رمضان ماه خدا آمده است
فرصت بندگی و ماه دعا آمده است
به کریمی که به دنبال گدا میگردد
این خبر را برسانید گدا آمده است
ای روضه هات مرکز خیرالعمل حسین
ای خون بهات خالق عزُّ و جل حسین
من زنده ام همینکه تو را گریه می کنم
من زنده می شوم به سلامٌ علی الحسین
به اذن عالیِ اَعلی، به احترامِ علی
شروع می کنم این ماه را به نام علی
ببخش با عجله، دست خالی آمده ام
شنیده ام که مهیاست بارِ عامِ علی
بین سینه بی غم تو آه را گم کرده ام
یک نسیم تازه دلخواه را گم کرده ام
آنقدر سر به هوایم که نفهمیدم چه شد
در مسیر بنده بودن راه را گم کرده ام