پای غمت

جا دارد اگر پای غمت جان بگذارم
مجنون شوم و سر به بیابان بگذارم

بین الحرمینی نشدم بعدِ چهل روز
ظلم است به خود نام مسلمان بگذارم

دختر فکر بکر من

دختر فکر بکر من، غنچۀ لب چه وا کند
از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند

طوطی طبع شوخ من گر که شکرشکن شود
کام زمانه را پر از شکر جان‌فزا کند

کریم اهل بیت

مثال آینه باید محبت کرد بی منت

که سائل را نمیدادی به هنگام عطا خجلت

به مانند تو اربابی نیامد در دل تاریخ

که باشد با جذامی ها سر یک سفره هم صحبت

یا حسن ابن علی(ع)

وقتی که خورد در وسط خانه پیچ و تاب
خانه گرفت از جگر او بوی گلاب

ذریه‌ی رسول ، زمین گیر زهر شد
ابن ابی تراب جگر ریخت بر تراب

گرفتار شدم

دم دروازه‌ی ساعات گرفتار شدم
هدف ساز و دف مردم بی‌عار شدم

دختر هیچ نبی مثل من آواره نشد
هیچ عزیزی نشد اینقدر که من خوار شدم

چه ها میفروشند

ببین گلفروشان چه ها میفروشند
گل لاله را سر جدا میفروشند

خداناشناسان عزیز خدا را
برای رضای خدا میفروشند

واویلا

بزم آن روز بزم جایزه بود
روی تخش نشست ابن زیاد
همه دنبال ارتقاء مقام
همه دنبال سکه های زیاد

الشام

دنیای بی تو نداره تعریفی
دنیای بی تو رو اصلا نمیخوام
روم نشد حتی به یک نفر بگم
چی به روز ما آورده شهر شام

یا زینب(س)

حرم شاه کجا این‌همه اشرار کجا
ما کجا شام کجا این‌همه آزار کجا

آن که در رو به همه عالم و آدم وا کرد
میشود پشت در بسته گرفتار کجا

عطر سیب

شب می‌رسید و دیر پر از عطر سیب بود
تنهاتر از مسیح سری بر صلیب بود

برنی سری شکفته‌تر از فرق لاله‌ها
در پای نیزه نوحه صد عندلیب بود

واویلا

این سنگ‌ها که بررویم ازبام می‌زنند
اول به روی صورت بابام می‌زنند

این‌ها برای کشتن ناموس مصطفی
ما را به نیت خود اسلام می‌زنند

یا زینب(س)

در زدند و علی دم در رفت
یک یهودیست سائل این در
کار او چیست ؟ دخترش کور است
یا علی لطف کن بر این دختر

دکمه بازگشت به بالا