چارتا گل چونکه دٙرهم شد گلابش بهتر است
با همین توجیه این وادی شرابش بهتر است
چار خورشید است بر انگشتر دست بقیع
اینچنین جنس نگینش از رکابش بهتر است
چارتا گل چونکه دٙرهم شد گلابش بهتر است
با همین توجیه این وادی شرابش بهتر است
چار خورشید است بر انگشتر دست بقیع
اینچنین جنس نگینش از رکابش بهتر است
گلویم خشک از بغض است و چشمانم ز باران تر
پریشان است احوال من از حالی پریشان تر
مزار جانشینیان نبی را بی نشان کردند
و می دانند خود را از مسلمانان مسلمان تر
فصل بهارش رنگ بی مهر خزان دارد
باران تند فتنه های بی امان دارد
باید هم اسم علی کینه به دل باشد
وقتی هزاران طعنه هنگام اذان دارد
آوردم امشب دفترم را با خجالت
بالا گرفتم ساغرم را با خجالت
ای آتشی که با دلم هستی گلاویز
کن زیر و رو خاکسترم را با خجالت
خـانه خـراب کـرده مـرا قبرِخاکی اَت
این روضه کُشته فاطمه را قبرِخاکی اَت
شاهِ کَـرَم … امیرِحَـرَم …. صـاحبِ عَـلَم
شد آتـشی به سینه یِ ما قبرِخاکی اَت
خاکی که چون عرش خدا شأنش رفیع است
بی بقعه درگاهی ست که نامش بقــیع است
بیش از نیاز خلق اینجا جامِ باده ست
ازبس که این میخانه در باطن وسیع است
قسم به عشق, جدایی ز آشنا سخت است
جدایی از سحر و محفل دعا سخت است
برای دیده شب زنده دار خود گریم
قسم به اشک سحر, دوری از بکا سخت است
#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
پایانِ مهمانی و دیگر فرصتی نیست
دل کندن از این سفره کار راحتی نیست
از خوب هایِ خوب تا بدهایِ بد را
قلبا پذیرفتی و گفتی: دعوتی نیست!
#شعر_مناجات_با_خدا
باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن
دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم
یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن
در اسم , اگر چه ما مسلمان هستیم
شرمنده ی دین و روی قرآن هستیم
با بار گناه رو به تو آوردیم
سوگند به جان تو پشیمان هستیم
عبدی که بود پست و هوسران تر از همه
برگشته سر به زیر, پشیمان تر از همه
از خود فرار کرده غلام فراری ات
سوی تو بازگشته گریزان تر از همه
سفره باز است, بیایید, غذا آماده است
هر کجا صحبت توبه است, خدا آماده است
شهر را با خبر از سفره ی احسان سازید
آن کریمی که کشد ناز گدا, آماده است