آنکه از جمعِ امامان دو برادر دارد
دلبَری از همهیِ ما دو برابر دارد
طرفی اُمِبنین و طرفی فاطمه است
کیست در بینِ عشیره که دو مادر دارد
آنکه از جمعِ امامان دو برادر دارد
دلبَری از همهیِ ما دو برابر دارد
طرفی اُمِبنین و طرفی فاطمه است
کیست در بینِ عشیره که دو مادر دارد
همین که بر سر نی آمدی به سوی رقیه
شده ست با تو برآورده آرزوی رقیه
دلیل اصلی آن ای عمو نبودن آب است
گرفته است اگر رنگ خون وضوی رقیه
برای لشکر دشمن شدی شراب ای آب
چرا به چشمِ حرم میشوی سراب ای آب ؟!
میان موجِ تو عکسیست، از کویر و عطش
چقدر، تشنه کشیدی میان قاب ای آب
دریا دل سپاه محرم بلند شو
باب الحوائج همه عالم بلند شو
نقش زمین، میانه ی صحرا چه می کنی
لب تشنه در میان دو دریا چه می کنی
بند دل امام زمانی گسسته بود
خون در نگاه نافذ ماهی خجسته بود
افتاد در حوالی مشکش نفس زنان
از دست نامروتی آب خسته بود
دستی که سهم دست تو شمشیر کرده است
سهم رقیه را غل و زنجیر کرده است
مویم سفید بود ، قدم هم خمیده شد
آری مصیبت تو مرا پیر کرده است
شرمنده رباب شدم آبها که ریخت
داند خدا کباب شدم آبها که ریخت
من قول دادم آب بیارم برایشان
پیش همه خراب شدم آبها که ریخت
به سمت آب زدی و زدی به آب سپس
کشید آب ز تصویر تو عذاب سپس
خجالت همه ی خیمه را کشیدی بعد
هزار بار شدی عاجز از رباب سپس
شب تاریک و آسمان تاریک
کفر آماده و امام غریب
میروم خیمه خیمه میگردم
دلمامشب گرفته است عجیب
تا روز محشر پرچمت بالاست عباس
مدیون کام خشک تو دریاست عباس
گرچه به ظاهر مادرت امّ البنین است
اما به باطن مادرت زهراست عباس
به نام او هوالباقی
به میدان می روی ای اولین و آخرین ساقی
من از ابروت فهمیدم
که هم جبار و هم قهار و هم رحمان و رزاقی