بهتر بگویم … باید که از یک شاخه پرپر بگویم
وقتی شبانه … می شست حیدر زخم یک پیکر بگویم
آرام و بی تاب … هنگام غسل از چشم های تر بگویم
از زخم پیکر … از های های گریه حیدر بگویم
بهتر بگویم … باید که از یک شاخه پرپر بگویم
وقتی شبانه … می شست حیدر زخم یک پیکر بگویم
آرام و بی تاب … هنگام غسل از چشم های تر بگویم
از زخم پیکر … از های های گریه حیدر بگویم
ای تمامی اقتدار علی
رفتی و مانده ام تک و تنها
این تن پر جراحتت امشب
بانی شرم من شده زهرا (س)
ای تمامی اقتدار علی
رفتی و مانده ام تک و تنها
این تن پر جراحتت امشب
بانی شرم من شده زهرا س
چگونه جسم تو را شستوشو دهم دریا
چگونه از دلت آمد رهاکنی ما را
خدا به خیر کند تازهاوّلِ غسل است
کنار بازویتان لالهمیشود پیدا
ای حضرت حوریه ای روح معانی
ای خاستگاه جلوه های لن ترانی
حالا نمیشد باز پیش ما بمانی؟
ما را مبرّا کن از این دل نگرانی
چگونه جسم تو را شست وشو دهم دریا
چگونه از دلت آمد رها کنی ما را
خدا به خیر کند تازه اوّلِ غسل است
کنار بازویتان لاله میشود پیدا
گریان روضه ایم و عزادار فاطمه
عمری اسیر کوچه و بازار فاطمه
جبران لطف مادریش را کجا توان
تا بی نهایتیم بدهکار فاطمه
گریه کن گریه عزیزم که سبکتر بشوی
وقت آن نیست که اینگونه کبوتر بشوی
همسر تازه جوانم نکند خسته شدی
نکند باعث تنهایی حیدر بشوی
دوباره ماندن زهرا بعید تر شده بود
که درد پهلوی مادر شدیدتر شده بود
دلیل های کبودش جدیدتر شده بود
در این میانه حسن نا امیدتر شده بود
افتاده است عالم بالا به روی خاک
افتاده چون که مادر گل ها به روی خاک
افتاده یک غریبه و رفته است یک غریب
مولا به سوی مسجد و زهرا به روی خاک
به شب برآمد تا اینکه آفتاب کند
قیام کرد, قیامی که انقلاب کند
قیام کرد دلیرانه تا امامش را
برای اذن جهاد این چنین مجاب کند
رفتی شکست دست و دل آسمانی ام
رفتی رسید نوبت قامت کمانی ام
رفتی و باز شد همه دست های پست
بابا حکایتی شده بی تو جوانی ام