خبر از عرش الهی به زمین میآید
که به انگشتریِ عشق نگین میآید
معنیِ سبزِ اجابت متجلی گردید
آیِنه دارِ امامت متجلی گردید
خبر از عرش الهی به زمین میآید
که به انگشتریِ عشق نگین میآید
معنیِ سبزِ اجابت متجلی گردید
آیِنه دارِ امامت متجلی گردید
بخوان به نام خدایت ، بخوان رسولِ خدا
بخوان که خستهی جهلِ مرکبند آقا
تو آمدی و به یمن وجود پر مهرت
صفا گرفته همه ذره ذرهی دنیا
از کودکی از سفرهاش حاجت گرفتیم
ما از دعای خیر او برکت گرفتیم
با یک نگاه او همه عزت گرفتیم
ناچیز بودیم و از او قیمت گرفتیم
ای روحِ وفا اسوهیِ ایثار عقیله
ای فاطمه و حیدرِ کرار عقیله
مدیونِ تو و صبرِ تو شد مکتب و مذهب
شد صبر، به صبرِ تو بدهکار عقیله
ای مقتدایِ مرتضی و حضرتِ زهرا
باید چگونه گفت از تو سید بطحاء؟
صحرا شده مجنونِ تو، دلداداهات دریا
بالاتر از تو نیست اصلا در همه دنیا
باب حاجات است و لطفش دائم است
حب او در روز محشر لازم است
حضرت جبریل هم ریزه خورِ…
سفرهی جودِ امامِ کاظم است
ما خاکِ پایِ حضرت موسی بن جعفریم
اصلا برایِ حضرت موسی بن جعفریم
ایرانِ ماست،خطّهی اولادِ اطهرش
یعنی گدایِ حضرت موسی بن جعفریم
شرمنده کرده با وفایِ خود وفا را
مدیونِ خود کرده صداقت را حیا را
بخشیده معنا با نگاهش کیمیا را
تفسیر کرده رحمت بی انتها را
چرخاندهای به میل خودت روزِگار را
بردی ز قلب عالم امکان قرار را
مردانِ جنگیِ عرب از ترس مردهاند
تا دیدهاند در یَد تو ذوالفقار را
چرخاندهای به میل خودت روزِگار را
بردی ز قلب عالم امکان قرار را
مردانِ جنگیِ عرب از ترس مردهاند
تا دیدهاند در یَد تو ذوالفقار را
ما نوکریم و تا به ابد شهریار تو
والا مقام و بی بدل و تک سوار تو
ننگ است بی تو و همهی افتخار تو
شیر آفرین دهر و یلِ روزگار تو
حُبَّش دلیل هر تپشِ قلب و جان ماست
نامش همیشه قوت روح و توان ماست
واللهِ شوره زارِ نجف چون جنان ماست
حب علی از آتش دوزخ امان ماست