محمد رضا مسعودی

فدای غربت تو

فدای غربت تو ای غریب بغدادی
چقدر ناله که زیر شکنجه سر دادی

سیاه چاله ی مرطوب و استخوانی خرد
بگو که با چه گناهی به حبس افتادی

جانم زینب(س)

السلام ای سرو سر افکنده ات
ای حیا شرمنده ی روبنده ت

ای تفاخر کرده از چشمت وقار
ای کلامت تیز تر از ذوالفقار

دکمه بازگشت به بالا