فدای غربت تو ای غریب بغدادی
چقدر ناله که زیر شکنجه سر دادی
سیاه چاله ی مرطوب و استخوانی خرد
بگو که با چه گناهی به حبس افتادی
فدای غربت تو ای غریب بغدادی
چقدر ناله که زیر شکنجه سر دادی
سیاه چاله ی مرطوب و استخوانی خرد
بگو که با چه گناهی به حبس افتادی
السلام ای سرو سر افکنده ات
ای حیا شرمنده ی روبنده ت
ای تفاخر کرده از چشمت وقار
ای کلامت تیز تر از ذوالفقار