اشعار شهادت حضرت علی اصغر

نشسته رباب

گوشهی خیمه ای نشسته رباب

داردامّن یجیب می خواند

زندهمی ماند اصغرش یا نه ؟

ماندهدر برزخی , نمی داند

 

غنچه

فقطنه غنچه خود عاشقانه بو می کرد

تمامغربت خود روی دست رو می کرد

جوابقطره ای از آب حرمله تیری

رهابه سوی سفیدی آن گلو می کرد

بحر و طویل حضرت علی اصغر ع

چه فکری می کنی ای تیر آیا قد اصغر را نمی بینی ؟

/ مگر بر آستان خیمه مادر را نمی بینی؟ /

 که خود را می کشیاینقدر با شدت/

 که دقت کرده ای اینگونه با دقت/

دکمه بازگشت به بالا