سیدمیلادحسنی

یا علی اکبر(ع)

مِهر او فانوس‌ها را ماه تابان می‌کند
شمع بزمش کار خورشید فروزان می‌کند

این جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر است
روزبه را با گل لبخند، سلمان می‌کند

یتیمی، خردسالی، بی‌گناهی

یتیمی، خردسالی، بی‌گناهی
در آغوش عمو یک شعله آهی
حسن می‌خواست در گودال باشد
تو سهم مجتبی در قتلگاهی

 سیدمیلادحسنی

دکمه بازگشت به بالا