شِش ماهـه آمد زودتر از لحظـه ی موعــود
هرآنچه باید داشت را شش ماهه شامِل بود
خورشـیدِ سوّم آمد و با چشـمِ خود دیدند
شـعبـان از آن آغـاز هم یک مـاهِ کامِـل بود
شعر میلاد اهل بیت
شد زمین زیباتر از خلد برین
آمده از ره نگار نازنین
در میان مه جبینان، مه جبین
خادم دربار او روح الامین
به نام نامی خدا، خدای عشق آفرین،
خدا همان که شد خدای نغمه های دلنشین
خدا همانکه وقت خلق آدمی به خویش گفته آفرین
خدا همانکه که جلوهای از اوست ختم مرسلین
همان خدا که عشق میکند اگر که بندهای زند صداش اینچنین:
به نام آن خدا که هست خالق علی امیر مومنین
آسمان در سوم شعبان که مهتابی تر است
چشم های نوکران در وقت بی تابی،تر است
قلب سائل ها در این ایام اربابی تر است
آمده ارباب،اما چشم اصحابی تر است
چشمان من تب باران شدن داشت
انگار درد عالمی درمان شدن داشت
انگار با یمن قدوم حضرت عشق
غمها بنای رفتن و پنهان شدن داشت
چون ابر به هر باد پریشانم از این عشق
چون باد رها... بی سر و سامانم از این عشق
چون برگ به دستِ تبِ طوفانم از این عشق
بی چتر تهِ کوچهی بارانم از این عشق
هر دمی گفتم حسین جان (ع)، در تلاطم های دنیا
بهر جانم راحتی ، آرامشی ، صلحی، سکونی
پادشاهی ، دلربایی ، هم کریمی ، هم پناهی
جان فدایت حضرت ارباب حقًا ذوالفنونی
قدم رنجه نمودی بر زمین ای ماه عالم تاب
قدم بر چشم نوکرها نهادی حضرت ارباب
سلام ای رحمت بی حدِّ حق در عالم دنیا
سلام ای شافع مخلوقِ حق در عالم عُقبا
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون
هرکسی دیوانه تر السابقون السابقون
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم حسین
عاقلان دانند لکن اکثرا لایعقلون
فاطمه دختر من گریه نکن
دلم و با گریه هات آتیش نزن
چی شده که انقدر پریشونی
گریه خوب نیست برا تو دختر من
دیگر برای زندگی ام علت آمده است
امشب به دوش کل جهان منت آمده است
خورشید بعد این همه سال از تولدش
فهمیده تازه دور زمین حرکت آمده است
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد