شهریار سنجری

دنیای بی تو نداره تعریفی

دنیای بی تو نداره تعریفی
دنیای بی تو رو اصلا نمیخوام
روم نشد حتی به یک نفر بگم
چی به روز ما آورده شهر شام

یا امیرالمومنین(ع)

هر کس به چشم ذوالفقارت یک نگاه انداخت
خود را به دست خویش در روز سیاه انداخت

هر کس پس از تیغ تو به اخمت نظر افکند
از چاله ای در آمد و خود را به چاه انداخت

عالم همه رفتنی و مانا مولاست
در مذهب شیعه پیر دانا مولاست
الفاظ مقطعه که در قرآن هست
حرف در گوشی خدا با مولاست

یا ام البنین(س)

سوگند به فرزند های راستینش
گشتیم و پیدا نیست در عالم قرینش

همراه زهرا مرتضی هم آفرین گفت
بر دامن پاک ابالفضل آفرینش

امشب بریم عیادت فاطمه
ما نوکرا که عمری مدیون شیم
خیال که واسه ی جوونا عیب نیست
خیال کنیم امشب و مهمون شیم

علی جانم

برای کارگر روضه هات شدن
میشه لطفا منم انتخاب کنی
دست و بالم خالیه اما علی
میشه روی گریه هام حساب کنی؟

یا فاطمه الزهرا(س)

در چشم خلق حضرت عالیجناب شد
هرکس برای نوکری اش انتخاب شد

وقت شنیدن از غم زهرای مرضیه
عمری ثواب کرد دلی که کباب شد

زهرا بمان

زهرا بمان در خانه بالاجبار حتی
ما را ببین با چشم های تار حتی

هر دم دعای مغفرت را خوانده ای شد
مشغول استغفار ، استغفار حتی

گنبدِ نور

با هر مقام و منصبی در چاه افتاد
هر کس که پیش پات با اکراه افتاد

شب غرق تاریکی شد از آن لحظه ای که
دستش ز دامان رخت کوتاه افتاد

خواهر دوید سمت برادر ولی دریغ

حیدر رسیده بود ، پیمبر رسیده بود
همراه این دو ، سوره ی کوثر رسیده بود

خواهر دوید سمت برادر ولی دریغ
آن لحظه ای رسید که لشکر رسیده بود

حسین من

روز در مشت شب گرفتار است
رحم خوابیده ، ظلم بیدار است

کوفه دین را فروخته ، عوضش
سکه ی جهل را خریدار است

تکیه زد تا که شاه بر نیزه

تکیه زد تا که شاه بر نیزه
بدنش ماند و چند سر نیزه

هر چه ارباب بی رمق تر شد
از سنان خورد بیشتر نیزه

دکمه بازگشت به بالا