علی رفیعی

به نام زینب کبری(س)

به نام زینب کبری ، به یادگار علی
به دختری که شده فخر و افتخار علی

به نام عصمت صغری و زینت بابا
به دختری که درخشیده در مدار علی

جانم زینب(س)

به نام قبله غم‌های خاندان علی
چراغ روشن شب‌های آسمان علی

به نام عالمه‌ای از اهالی آن شهر
همان که علم نبی هست و در امان علی

وای مادرم

او کز حیا خجالت هر مرد می کشید
پیش مغیره روی زمین درد می کشید

قنفذ رسید و فاطمه با بازوی کبود
چادر ز زیر چکمه نامرد می کشید

زهرای من

در خانه ام نشسته ام و گریه می کنم
بر زخم های فاطمه و گریه های او

افتاده ام به هق هق و ساکت نمی شوم
همراه اشک و گریه این بچه های او

دکمه بازگشت به بالا