شرمنده کرده با وفایِ خود وفا را
مدیونِ خود کرده صداقت را حیا را
بخشیده معنا با نگاهش کیمیا را
تفسیر کرده رحمت بی انتها را
علی گلچین پور
چرخاندهای به میل خودت روزِگار را
بردی ز قلب عالم امکان قرار را
مردانِ جنگیِ عرب از ترس مردهاند
تا دیدهاند در یَد تو ذوالفقار را
چرخاندهای به میل خودت روزِگار را
بردی ز قلب عالم امکان قرار را
مردانِ جنگیِ عرب از ترس مردهاند
تا دیدهاند در یَد تو ذوالفقار را
ما نوکریم و تا به ابد شهریار تو
والا مقام و بی بدل و تک سوار تو
ننگ است بی تو و همهی افتخار تو
شیر آفرین دهر و یلِ روزگار تو
حُبَّش دلیل هر تپشِ قلب و جان ماست
نامش همیشه قوت روح و توان ماست
واللهِ شوره زارِ نجف چون جنان ماست
حب علی از آتش دوزخ امان ماست