ذره ای در پناه خورشیدم
منم آن خاک آستان علی
نوکر کل خاندان علی
ذره ای ام در آسمان علی
مستحقم به لقمه نان علی
تا علی اکبر است امّیدم
ذره ای در پناه خورشیدم
پرده از روی ماه تا وا شد
روی ماه نبی تماشا شد
مرتضایی دوباره پیدا شد
شاه مظلوم عشق، بابا شد
آسمان در تدارک عید است
ماه امشب کنار خورشید است
به علی رفته دست و بازویش
به پیمبر کشیده ابرویش
شب یلداست طرز گیسویش
عطر زهرا وزیده از رویش
او چو پروانه و پدر شمع است
هر چه حُسن است در علی جمع است
می چکد از لبش شراب بهشت
محو چشمش ابو تراب بهشت
خنده هایش شمیم ناب بهشت
عکس او آبروی قاب بهشت
جان تازه دمیده شد به حسین
گل لبخند دیده شد به حسین
مثل حیدر صلابتش زیباست
به ابالفضل قامتش زیباست
حسن است و ملاحتش زیباست
طلعت ماه صورتش زیباست
آمده تا مسیر گم نشود
تا قیامت غدیر گم نشود
او علی اکبر است و جان حسین
بر سر مأذنه اذان حسین
آسمانی به کهکشان حسین
حیدر جانِ خاندان حسین
به اذانش اذان بها گیرد
درد از محضرش دوا گیرد
سکناتش پیمبری باشد
وجناتش چه محشری باشد
حسنی هست و حیدری باشد
یا ابالفضل دیگری باشد
تا ابد نام مطلقش جاری ست
“اَوَلَسنا علی الحقش” جاری ست
علیِ اکبر ست ای دنیا
مثل باران سخاوتش دریا
در کرم مثل مجتبی آقا
خُلق و خویش فقط خودِ طاها
هم علی اکبر ست در قامت
هم ابالفضلی است در سیرت
ذوالفقاری ست وقت جنگیدن
کی شود خسته از علی گفتن
می سراید مدیح او دشمن
او امامش حسین بود و حسن
می زند سر ز دشمن خونخوار
چون جوانی حیدر کرار
می درخشد به جنگ چون حیدر
میزند بر یهود کوفه شرر
برگ ریزان کند ز دشمن سر
بر لب لشکر است این مَفر
سرعت ضربه هاش بس غوغاست
پرچم مرتضی علی بالاست
حسن کردی