دختر شیرزنِ حضرت حیدر … زینب
اشتباه است , بگو “حیدرِ دیگر … زینب”
هر چه که خواستم از عشق بگویم این شد
“همه ی عشق , خلاصه بشود در زینب”
دختر شیرزنِ حضرت حیدر … زینب
اشتباه است , بگو “حیدرِ دیگر … زینب”
هر چه که خواستم از عشق بگویم این شد
“همه ی عشق , خلاصه بشود در زینب”
اسـم أعظـم زینب است
اوّلین ذکـرم حســین و آخـرین دَم زینب است
زیـنت شـیر خُداســـت
پــس خُدا هم زینتش قـدرِ مُـسلّم زینب است
در گیر و دار قائله زینب اگر نبود
شلاق بود و سلسله زینب اگر نبود
میداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه را
آن شب میان قافله زینب اگر نبود
بزرگی زینب چه ناگفتنی ست
شگفتم که این زن چگونه زنی ست
تو زهرا ترین زن پس از مادری
به اقرار تاریخ چون حیدری
ای پناه تمام عالمیان
خواهرت بی پناه عالم شد
قامتش زیر بار این غم ها
باز هم مثل کربلا خم شد
تو شدی شمع و عالم همه پروانه توست
عمه ی عشق بفرما که دلم خانه توست
این همه لطف و صفا,از تو کرم را عشق است
خانه ام گرچه خراب است حرم را عشق است
کوه هم, همپایه و اندازه ی صبر تو نیست
ختم خاموشی شب را بهتر از فجر تو نیست
شد خطاب زینبی والله خیر الماکرین
صد هزاران فتنه را یارای یک مکر تو نیست
هفتاد و دو شهید به صحراى زینب است
پایین نامه همه امضاى زینب است
میمیرم و دم تو مرا زنده میکند
قارى من صدات مسیحاى زینب است
انتهای تمام جادّه ها
باز باید به تو رجوع کنم
کاش خورشید باشم و هر روز
در حریم شما طلوع کنم
خلق و خوی و خصال دخترها
بیشتر می رود به مادرها
دختران می زنند چون مادر
گره محکمی به معجرها
به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب
به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب
من از نامش که زینت برعلی گشته ست فهمیدم
زمانی زینت الله اکبر می شود زینب
جربزه را یاور خطیر نوشتند
جان مرا هم نوای تیر نوشتند
بوی شجاعت ز نای پارس بلند است
غرش ما را به پای شیر نوشتند