شعر مدح و مناجات

تربت حسین(ع)

کدام خاک شبیه زمین کرب و بلاست؟
کدام روزِ دگر مثل روز عاشوراست؟

در این زمانه ی درد آفرینِ غم پرور
کدام خاک به جز تربت حسین شفاست؟

دختر فکر بکر من

دختر فکر بکر من، غنچۀ لب چه وا کند
از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند

طوطی طبع شوخ من گر که شکرشکن شود
کام زمانه را پر از شکر جان‌فزا کند

یا ولی الله

من که برایت غیر دردسر ندارم
مثل بقیه چشم های تر ندارم
تو دوستم داری ولی باور ندارم
خیلی پریدن دوست دارم پر ندارم

عشق است حسین(ع)

گر زندگی‌ام خلاصه یک دم باشد.
بگذار دمم گرم همین غم باشد

این گریه اگر مرهم هر زخم شماست
عشق است دلم اسیر ماتم باشد

یا ولی الله

حال خوش، در گرو فیض سحر داشتن است
قرب حق، لازمه اش دیده ی تر داشتن است

آی کنعانِ پر از غم شده، حق یعقوب
گاه، حدّ اقل از یار خبر داشتن است

غم حسین

غیر از غم حسین نخوردیم اگر غمی

ما را ز خاطرش نبَرَد فاطمه(س) دمی

ما بعد گریه بر غم او زنده میشویم

عالم ندیده بر خودش اینگونه ماتمی

یا امام رضا(ع)

اگر چه درد بسیار است اما تا تو درمانی

دوباره از خدا میخواهم آن را بی پشیمانی

ز تو رو بر نمی‌گرداند آنکه رو کند بر تو

می اندازد نگاه تو هر آهویی را به حیرانی

ما ملت امام حسینیم

بی قیمتیم و قیمت ما می شود حسین
در اوج فقر، ثروت ما می شود حسین

زهرا میان عرش دعاگوی جمع ماست
وقتی که ذکر هیئت ما می شود حسین

حسین جان

باز این چه شوری بود عالم را خبر کرد
دنبال خود حور و ملک را در به در کرد
تا خوب گردد زخمهایت چاره‌ای نیست
باید برایت اشک‌ها را بیشتر کرد

ارباب حسین(ع)

عمری است رعیتش همگی بهره برده اند
از خیر و رحمتش همگی بهره برده اند

“آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند”
از خاک تربتش همگی بهره برده اند

جانم حسین(ع)

ما را نوشته اند ، مسلمانِ کربلا
تحتِ لوای قاریِ قرآنِ کربلا

مدیونِ حیدریم و غلامِ حسینِ او
آبِ نجف رسانده به ما نانِ کربلا

حسین جان

کوه، سنگی است به زیر قدم ثارالله

بحر موجی است ز امواج یم ثارالله

می‌شود بیمه ی عباس هر آنکس یکبار

بشود سایه نشین علم ثارالله

دکمه بازگشت به بالا