شکر خدا که گریه کن شاه عالمیم
درچشم خلق از کرم او مکرمیم
پایان نمیرسد غم ما بی عزای او
ما موج عشق از دل طوفان ماتمیم
شکر خدا که گریه کن شاه عالمیم
درچشم خلق از کرم او مکرمیم
پایان نمیرسد غم ما بی عزای او
ما موج عشق از دل طوفان ماتمیم
بعد عمری نوکر در حسرتم دیدار را
کار را ول کرده ام چسبیده ام دلدار را
من غلامی میکنم او خوب شاهی می کند
حق نگیرد از من این ارباب و این دربار را
بپذیرید عرض تسلیتِ
سینه ها, دست ها, بدن ها را
بپذیرید سرسلامتی ِ
روضه خوان ها و سینه زن ها را
گرفتار و زار و ذلیلم حسین
دخیلم دخیلم دخیلم حسین
زمین خورده تو به افلاک رفت
که بالاتر از جبراییلم حسین
ما بعد از آنکه بر غم تو مبتلا شدیم
بــا راه بنده گـی خـدا آشــنا شدیم
هرکس وسیله داشت برای هدایتش
ما با نســیم روضـهء تو با خــدا شدیم
یا ایهاالحسین و یا ایهاالشهید
با عشق تو ندیده خدایت مرا خرید
هر سائلی که دست به دامان تو شود
هرگز نمی رود ز سرای تو نا امید
سمت نوکریش را که به هرکس ندهند
پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند
پخته ی عشق بشو تا که به اوجت ببرند
که در این میکده پیمانه به نارس ندهند
شمیم تربتتان برده از سرم هوشم
به شوق وصل حرم مثل چشمه می جوشم
حریم وصحن وسرای تو آنقدر زیباست
که باغ و روضه ی رضوان شده فراموشم
بنویسید شدم پیر اباعبدالله
نوکری پیر, به تعبیر اباعبدالله
بنویسید که از کودکی ام تا حالا
بوده ام پای به زنجیر اباعبدالله
عده ای بی خبر از علتِ اشک
بـا مـن از کار خـدا می گـویند
ظاهرا چاره ی این حال مرا
در تسـلای دلـم می جویند
ابری ام, بارانی ام, حال و هوایم خوب نیست
چشم سر, خیس است امّا چشم دل, مرطوب نیست
آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است
علتش این است اگر محصول ها مرغوب نیست
نیاز کن که به رویت دوباره ناز کنم
و یا تو ناز نما تا که من نیاز کنم
ز عرش نیزه به فرش کجاوه پا بگذار
که زیر مقدم تو هر دو دیده باز کنم