می ترسم از اینکه به مرادم نرسم
با اینکه شده بزم فراهم,نرسم
امروز که”باب الشهدا” باز شده
بگذاربمیرم, به محرم نرسم
می ترسم از اینکه به مرادم نرسم
با اینکه شده بزم فراهم,نرسم
امروز که”باب الشهدا” باز شده
بگذاربمیرم, به محرم نرسم
بر در میخانه هر کس قیل و قالش بیشتر
از برای شرب خمری بس مجالش بیشتر
درصد می خوارگی اینجا ملاک عاشقیست
هرکه می آلوده تر, قدر و کمالش بیشتر
شکر بر منّت خدا داریم
باز هم شوق ربّنا داریم
ما ز یمن حضور سبز شما
دلی از عشق با صفا داریم
نشسته ام بنویسم حرم, حرم… بانو
چه خوب شد که دوباره کبوترم بانو
نشسته ام بنویسم مرا به قم ببری
دو هفته ای شده اصلاً نمی پرم, بانو
حرم امن تو کافی ست هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را
دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را
روزگار نیک و تقدیری نکوتر داشته
هر کسی که در ره عشقت قدم برداشته
تازه در فردای محشر زائرت پی می برد
آب سقاخانه ی تو طعم کوثر داشته
در روز سخت یار علی بود فاطمه
پیوسته در کنار علی بود فاطمه
دشمن شعار زشت به لب داشت, در عوض
زیباترین شعار علی بود فاطمه
معنی فاصله ها چیست برایم بنویس
درد این واژه سرا چیست برایم بنویس
تو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ای
علت دوری ما چیست برایم بنویس
لـیلی دم در مـنتظـر آمـدنـم بود
عطر نفسش علت مجنون شدنم بود
تا گم نشوم یأسنشانم شد و داغش*
یک لاله ی افسرده گل پیرهنم بود
باید برای مثل تو گریانمان کنند
هم صبح هم غروب پریشانمان کنند
باید برای مثل تو ابر بهار شد
باید برای مثل تو بارانمان کنند
هر صبح و شام گریه کنم من برای تو
برآن غروب پرغم کرب و بلای تو
بر آن دمی که مثل مدینه شرر زدند
بر گوشه های چادر و بر خیمه های تو