شعر مدح و مناجات

با یا حسین حسین …

از من گرفته طاقت و صبر و قرار,لب

شهر مدینه منتظر انفجار , لب

پا بر زمین گذاشت , نبی سجدهاش گرفت

یعنی که زعفران دهن است و انار لب

هر کسی عبد حسین

نمک چشم تو دریای طلب می طلبد

وصف لعل دهنت باغ رطب  می طلبد 

از غباری که نشسته به لب پر ترکم

می شود گفت قدمهای تو لب می طلبد 

من مات من العشق فقد مات شهید

روزی که شود “اذاالسماالنفطرت

وانگه که شود “اذاالنجومالنکدرت 

من دامن تو بگیرم اندر سئلت

گویم صنما “بای ذنب قتلت 

این جمعه هم نشد

این جمعه هم نشد که قیامت به پا کنی..

از دل دوباره نعره ای از مرتضی کنی..

از نبش قبر آن سه حرامی برایمان

اینجا زمین معرکه ی کربلا کنی..

بال و پر شکسته

حالا دوباره درد سرم را نگاه کن

  بال وپرم شکسته .  پرم را نگاه کن

هرشب برای عشق شما زجه میزند

اشک مکرر پدرم را نگاه کن

حسین

    این چه حرفی ست که در عالم بالاست بهشت       

 هر کجا حرف ” حسین ” است همان جاست بهشت

  رضا رسول زاده

 

 

 

می پرست

در طریق عشق بازی امن و آسایش خطاست

با بلای عشق عاشق سینه چاک و مبتلاست

مست مستم من الا یا ایها الساقی بیا

یک دو جرعه باز می نوشم می باقی بیا

یار دلربا

یار هر چه دلرباتر شد بلایش بیشتر

بیگمان در میرود جانها برایش بیشتر

 

کربلا هر لحظه و هرشب صفا دارد ولی

کربلا با مهدی زهرا صفایش بیشتر

سائلان حسین

عشقی است در میان دل ما که کیمیاست

این عشق این جنون همه ی آبروی ماست

روزی ماست نوکری خوب خانه ای

آقای ماکریم و جوانمرد و باوفاست

مشکل گشا

بس که دست دلبرم مشکل گشایی می کند

خلق می گویند این سقا خدایی می کند

گر چه از فرط گنه بیگانه گشتم با دلش

اوست دائم با دل من آشنایی می کند

امتحان ِ ترنج

چشمهای تو حکایتی دارند

که زهیر وحبیب می دانند

شاعران حسِ ناب شعرت را

اثر عطرسیب می دانند

دخیل حسینیه ها

چه خوب است آب و هوایی که دارید

همیشه بهشت است جایی که دارید 

الهی نبیند به خود روی خلوت

شلوغی این کوچه هایی که دارید 

دکمه بازگشت به بالا